علّامهء طباطبائى در اينباره مىفرمايد :
« اين آيه با اطلاقى كه دارد تمامى اقسام شرك را شامل مىشود و روى سخنش با تمامى كسانى كه خواهد بود كه حتّى در يك امر از امور خود به غير خدا وليى بگيرند و به آن تكيه كنند و آن را مستقل در اثر خود بدانند ، البته آن اثرى كه وى توقعش را دارد ، هر چند كه آن ولىّ بت نباشد . . . و آيه :
وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ
« 1 » اين اطلاق را تاييد مىكند . » « 2 »
و سيّد قطب نيز بدين موضوع اشاره داشته و مىگويد :
« اين مثال تصويرى است شگفت و حقيقى از حقيقتى كه در اين دنيا به چشم مىخورد ، همان حقيقتى كه احيانا مردم آن را مورد غفلت قرار داده و خود نمىدانند به كجا روى مىآورند چه بدست آورده و يا چه چيزى را مىخوانند ؟
گاه قدرت حكومت و سلطنت آنها را مىفريبد و آن را قدرت قاهرهاى مىپندارند كه گويا سرنوشت همه امور را بدست دارد . لذا از روى ميل و رغبت و يا از سر ترس و اجبار بدان پناه مىبرند تا از حمايت آن بهرهمند شوند و يا خود را از شر آن ايمن دارند ! و يا پول و ثروت ايشان را فريفته و آن را حاكم بر همه مقدّرات خود مىپندارند و با شوق و رغبت بسيارى بدان روى مىكنند تا شايد به گمان خود از اين طريق به منزلتى دست يابند و يا بر ديگران تفوّق يابند .
و يا علم و دانش آنها را مغرور ساخته و آن را اساس هر قدرت و ثروت و نيروى ديگرى مىپندارند . . .
آرى ، انسانها فريفته اين قدرتهاى ظاهرى ( و پوشالى ) مىشوند و يگانه قدرتى را كه بر همه چيز تفوّق دارد ، و همه عالم را مسخّر خود نموده است ، بدست فراموشى مىسپرند .
امّا فراموش كردهاند كه پناه بردن به چنين قدرتهائى - چه در دست افراد باشد يا در اختيار گروهها يا دولتها - همانند پناه بردن به خانهء عنكبوتى است . خانه همان حشرهء ضعيفى
هامش
( 1 ) . يوسف / 106 : بيشتر آنها كه مدعى ايمان به خدا هستند مشركند !
( 2 ) . تفسير الميزان ، ج 16 ، ص 205 و 206 . با تلخيص .