گوش را پاره كند . انسانى بىپناه در دل اين دشت وسيع و ظلمانى و پر از خطر ، حيران و سرگردان مانده است . باران پرپشت ، بدن او را مرطوب ساخته ، نه پناهگاه مورد اطمينانى وجود دارد كه به آن پناه برد و نه ظلمت اجازه مىدهد گامى به سوى مقصد بردارد . قرآن در يك عبارت كوتاه ، حال چنين مسافر سرگردانى را بازگو مىكند : « با همانند بارانى كه در شب تاريك توأم با رعد و برق و صاعقه ( بر سر رهگذرانى ) ببارد ، آنها از ترس مرگ انگشت در گوش خود مىگذارند تا صداى صاعقه را نشنوند ، و خداوند به كافران احاطه دارد . روشنائى خيره كننده برق نزديك است چشم آنها را بربايد ، هر لحظهاى كه برق جستن مىكند ( صفحه بيابان را ) براى آن روشن مىسازد ( چند قدمى ) در پرتو آن راه مىروند و هنگامى كه خاموش مىشود توقف مىكنند ، و اگر خدا بخواهد گوش و چشم آنها را از بين مىبرد . خداوند بر هر چيز تواناست . » آرى ، منافقان درست به چنين مسافرى مىمانند ، آنها در ميان مؤمنان روزافزون كه همچون سيل خروشان و باران پرپشتى به هر سو پيش مىروند قرار گرفتهاند ، افسوس كه به پناهگاه مطمئن ايمان ، پناه نبردهاند تا از شرّ صاعقههاى مرگبار مجازات الهى نجات يابند . « 1 » 3 - در برخى تمثيلات قرآن نيز شاهد حذف برخى كلمات و الفاظ هستيم كه يكى از انواع آن را « احتباك » مىنامند . سيوطى درباره اين صنعت ادبى مىگويد : « از انواع بديع « احتباك » است و آن نوع ارزندهاى است و آن عبارت است از اينكه از جملهء اوّلى حذف گردد آنچه نظيرش در جملهء دومى آمده و از دومى حذف شود آنچه نظيرش در اوّلى ثبت گرديده است . مانند فرموده خداوند تعالى : وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ . . . « 2 »
تمثيلات قرآن ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: حميد محمد قاسمى
ص١٠١
هامش
( 1 ) . تفسير نمونه ، ج 1 ص 112 و 113 . و براى ايجاز به كار رفته در اين مثال بنگريد به ، امثال القرآن ، الميدانى ، ص 351 تا 359 .
( 2 ) . بقره / 171 .