6 - تقسيمبندى 30 جزئى در قرن دوم
از آنچه در مورد تقسيمبندى 360 تايى عمرو بن عبيد گفته شد ، به خوبى روشن مىشود كه اين تقسيمبندى منشأ تقسيمبندى 30 جزئى قرار گرفت .
با توجه به اينكه آغاز اجزاء در اين تقسيمبندى براى ما روشن است و سخاوى آن را به طور كامل نقل كرده است « 1 » و با مقايسهء اين تقسيمبندى با تقسيمبندى فعلى ( 30 جزئى ) مشخص مىشود كه به جز 7 مورد ( كه اختلاف اندكى با هم دارند ) ، در بقيهء موارد ، با اجزاء فعلى منطبق است ، لذا مىتوان نتيجه گرفت كه منشأ تقسيمبندى فعلى ، همان تقسيمبندى زمان منصور دوانيقى است . نكتهء قابل توجه اينكه اين تقسيمبندى ظاهرا بر اساس شمار كلمات بوده است . البته همانطور كه در صفحهء 25 گذشت ، با توجه به روايتى از امام صادق ( عليه السلام ) تقسيمبندى 30 جزئى در زمان رسول اكرم ( صلى اللّه عليه و آله ) نيز رايج بوده است ، ولى ابتدا و انتهاى اجزاء در آن زمان براى ما مشخص نيست .
شايان ذكر است كه احتمالا علت رواج تقسيمبندى 30 جزئى تا زمان ما و متروك ماندن ساير تقسيمات ، اين بوده كه تقسيم 30 جزئى با ختم يك بار قرآن در يك ماه - به ويژه در ماه مبارك رمضان - سازگارتر از ساير تقسيمبندىها بوده است .
7 - تقسيمات 3 تايى ، 4 تايى ، 5 تايى ، 6 تايى ، 7 تايى ، 8 تايى ، 10 تايى از هلال وراق و عاصم جحدرى
ابن ابى داوود سجستانى مىنويسد : « هلال ورّاق و عاصم جحدرى گفتند :
نيمه قرآن [ پايان يك - دوم قرآن ] ، آخر كهف است و آخر آن ،
« قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ »
.
ثلث قرآن [ پايان يك - سومهاى قرآن ] ، آخر برائت است و آخر طسم قصص و آخر
هامش
بهذه الاجزاء القرآن و علّم ابنه المهدى بها القرآن . قال ابو العيناء : و بها حفظت القرآن و علّمت بها جماعة من اهلى فحفظوا بها القرآن و هى مباركة . »
( 1 ) - جمال القراء ، صص 415 - 379