الوصولترى خوى گرفتهاند ، دست به دامان تاريخ اسلام و زندگى رسول اكرم شده و مثلا از روى تاريخ جنگهاى مختلفهء زمان پيامبر و يا مواجهه و استدلال با كفار قريش و يا يهوديان و نصارا ، تاريخى براى نزول آيات قرآنى فراهم آوردهاند .
البته اين روش ، خالى از صبغه و جنبهء علمى نيست و شايد بتوان در مواردى بدرستى از آن بهره گرفت ، ولى تنها ملاك و مأخذ نمىتواند باشد .
كار طبقه بندى مجدد آيات قرآنى از طرف مستشرقان در اواسط سدهء نوزدهم مسيحى پيش آمد « 1 » . اين تلاش از دو سوى موازى هم آغاز يافت .
ويليام موير )
William
Muir
( و آلويس اشپرنگر )
Alois
SPrenger
( كه هر دو از نويسندگان زندگى رسول خدا هستند ، دربارهء طبقه بندى مجدد آيات مبتنى بر ثبت وقايع تاريخى ، يعنى تنظيم به ترتيب نزول زمانى كار كردهاند . موير سعى زيادى داشته كه به كار خود جنبهاى علمى بدهد ولى نمىتوان انكار كرد كه با همهء كوششى كه به كار رفته در تاريخگذارى وقايع ، سهل انگارى زيادى شده است « 2 » . اين وقايع نگارى به شش مرحله تقسيم مىشود : 5 تاى آن در مكه و يكى در مدينه . يكى از اين مراحل بعقيدهء موير هيجده سورهء قبل از اعلام رسالت و مربوط به دورهاى است كه رسول خدا بطور مبهمى براى ابلاغ رسالت دعوت شده بود .
گفتگوئى نيست كه يك چنين طبقه بندى مبتنى بر سيرهء اسلامى رسول خدا و بنابراين پاى نهاده بر روايات و احاديثى است كه خود بايستى بدرستى با موازين صحيح اسلامى مورد نقد قرار گيرد . اما از نظر تاريخى و ثبت وقايع نمىتوان تبليغ رسالت را در مكه بنحو موجز و قاطعى مشخص كرد . در حالى كه او در اين تقسيم - بندى بر روايات ضعيف و گاهى واهى استناد جسته و در اين باره لغزشها دارد . در همين موقع از طرف مكتب آلمانى راه ديگرى برگزيده شد .
ويل )
Weil
( از 1844 م . مطالعهاى دربارهء قرآن مجيد شروع كرد كه در
هامش
( 1 ) بوهل : دائرة المعارف اسلام 2 : 1136 ، نولدكه : تاريخ قرآن : 65 - 74 .
( 2 )Blacheخre:IntroauCoran؛ 842 ،note953 .Muir:theTestimonybornebytheCorantotheJewishandChristians Scriptures)Londres، 5581 ( .TheCoran،itsCompositionandTeaching)Londres، 8781 (LifeofMohomet)Londres8581 - 16and3291 ( .