7 ) از ابن مسعود نقل كردهاند كه سورههاى « مفصّل » همه مكى است . ولى مىدانيم كه بعضى از اين سورهها چون النصر پس از هجرت نازل شده و ممكن است نظر ابن مسعود بر اغلب سورههاى مفصل بوده نه بر همهء آنها .
8 ) از ميان مستشرقان بوهل
Buhl
مىگويد كه نام « الرحمن » در سورههاى مدنى نيامده و از خصائص قسم مكى است . گرچه سورهء رحمن را مدنى مىشمرند ولى سيوطى مىگويد كه جمهور آن را مكى دانستهاند و قبل از حجر نازل شده است . ولى اين نظر را كه الرحمن از خصائص قسم مكى باشد آيهء 163 سورهء بقره و آيهء 30 سورهء 13 رعد و آيهء 22 سورهء 59 حشر كه در مدينه نازل شده رد مىنمايد .
اينها خصائص كلّى سورههاى مكّى بود . اينها نشانهها ، امارات و قرائنى است كه ما را به شناسائى مكى از مدنى رهبرى مىكند و مىتوانيم باز در مورد سورههاى مكى اين امتيازات را بشماريم :
در اين دوره آيات و سورهها كوتاه است . ايجازى در بيان و حرارتى در تعبير و هماهنگى خاصّى در كلمات ديده مىشود .
در اين زمان مدار دعوت اسلامى بيشتر بر اصول ايمان به خداوند يكتا و روز رستاخيز و تصوير بهشت و دوزخ دور مىزند . تمسك به اخلاق پسنديده و پايدارى بر نيكى مورد دعوت خاص است . با مشركان مجادله و مبارزه در گرفته و رؤياها و احلام آنان به ريشخند و فسوس گرفته مىشود .
به شرك و بت پرستى سخت حمله مىشود ، شهادت آنان را پاسخ مىدهد ، با آنان از هر گونه سخنى بميان مىآورد ، دليل و حجت اقامه مىكند ، محسوس و مشهود را بگواهى مىگيرد ، داستان مىسرايد و ضرب المثل مىگويد : ناتوانى و زبونى معبودانشان را به رخشان مىكشد ، زشتى تقليد و سخافت رأيشان را آشكار مىسازد و تمسكشان را به دين پدرى سخت بريشخند مىگيرد . عادات زشت زمان جاهليت كه مدار زندگيشان بود چون آدمكشى ، زنده بگور كردن دختران ، مباح شمردن ناموس ديگران ، خوردن مال يتيمان ، به سختى مورد حمله قرار مىگيرد و در برابر آن ، اصول عالى اخلاقى و حقوق اجتماعى به رساترين وجهى تشريح مىگردد .
در اين دوران به روش عرب ، سوگندها كه مقام خاصى در قرآن دارد ذكر