دل مىداد . از يكسو ، راه آئين و كيش نو را هموار مىساخت و از ديگر سو ، كار زندگى فردى و اجتماعى آنان را مىپرداخت . مثلا همين « زكات » را بنگريد ، وجوب آن در مكه و ميان مردم بيچيز بىمعنى مىشد ، ولى در مدينه پايه و اساس اجتماع تازه قرار گرفت . و يا در مكه كه روش اصلى صلح و سلم و مدارا بود ، جهاد و حرب و نماز خوف برقرار نگشت ، و در قرآن مجيد ، هر جا سخنى از اين معانى پيش آيد ، ناگزير سوره را مدنى مىشمرند .
بهر صورت ، اسلوب و روش گفتار قرآنى ، بستگى و پيوستگى بسيارى با حال شنوندگان دارد و رعايت حكمت بالغهاى شده كه تربيت يك چنان قومى را در درجهء اول اهميت مىشناخت .
ترتيب سورههاى مكى و مدنى و اختلاف آن :
در ترتيب سورهها ، كه كدام به مكه نازل شده و نزول كدام يك در مدينه بوده و چه سورهاى اول و چه سورههائى به ترتيب بعد از آن قرار گرفته است ، در گذشته اشارههائى شد و ما مىدانيم كه در اين باره سخن زياد گفتهاند و اين سخنان خالى از اختلاف نيست . از كسان بسيارى ، از جمله على بن ابيطالب ( ع ) و عبد اللّه بن عباس و قتاده و عكرمه ، ياران گرامى پيامبر اكرم اقوال كثيرهاى در اين مورد براى ما باز گفتهاند « 1 » . ولى در نقل هر قولى جاى سخنى است و ايجاد اتحاد تا كنون نشده است .
جلال الدين سيوطى پس از اينكه اقوال مختلفهاى را در اتقان در مورد سورههاى مكيه و مدنيه نقل مىكند ، براى تعيين موارد اختلاف از قول ابو الحسن بن الحصار در پايان چنين مىگويد :
« سورههاى مدنى باتفاق بيست سوره است ، در 12 سوره اختلاف مىباشد ، و جز
هامش
( 1 ) در مقدمهء كتاب المبانى كه در حدود سال 425 ه . ق نوشته شده روايتى از امير مؤمنان على ( ع ) در اين مورد نقل مىكند ( مقدمتان : 14 ) از ابن عباس نيز رواياتى نقل شده ( مقدمتان : 8 ، 10 ، الاتقان 1 : 1180 ) عكرمه و حسين بن ابى الحسن ( الاتقان 1 : 10 ) ابو بكر الانبارى از قتاده باز مىگويد ( تفسير قرطبى 1 : 61 ، الاتقان 1 : 116 ) على بن ابى طلحه سورههاى مدنى را مىشمارد ( اتقان 1 : 11 به نقل از فضائل القرآن ابى عبيد ) جابر بن زيد نيز ترتيب سورهها را باز مىگويد و جعبرى اشعارى بر آن ترتيب مىسرايد ( اتقان 1 : 25 ) ابن النديم هم روايت مفصلى از محمد بن نعمان بن بشير مىگويد ( الفهرست :
43 چاپ قاهره ) در تفسير خازن نيز ترتيبى ذكر مىشود ( بنقل از منهاج 1 : 74 ) .