گزافه گوئى در آئينشان ، در مدينه پيش آمد .
چنين بود خطوط كلى خصائص سورههاى مدنى ، ولى اين امتيازات را نيز در اين دسته از سورههاى مدنى مىيابيم :
سورهها بيشتر و آيهها كمتر ، همه بلندتر و طولانىترند . اسلوب آن تشريع هدايت كنندهاى است و در برابر ايجاز مكى ، اطناب مدنى را مىتوان قرار داد . براى اثبات حقايق دينى ، دلائل و براهين لازمه اقامه مىگردد .
اين خصائص ، چه از نظر موضوعى و چه از نظر اسلوبى ، خواه قطعى و همه جانبه باشد و خواه بر بيشتر و اكثر و اغلب شامل گردد ، روش پيشرفت تدريجى دعوت اسلامى را روشن و آشكار مىسازد .
خطاب به مردم مدينه ، نمىتواند همچون خطاب به مردم مكه باشد ، در بنيانگذارى و پىريزى آئين و كيش نو ، گسترشى پيش آمده بود و تفصيل بيشترى را در قانونگذارى و بناى اجتماع جديد اقتضا مىكرد . بخصوص كه مردم سخت گير و سخت كوشى چون مشركان مكه ، جاى خود را به مردمى داده بودند كه در مدينه مىزيستند و آمادگى بيشترى براى پذيرفتن آئين نو داشتند . اينست كه لحن كلام از تندى به آرامى مىگرايد و پس از ايجاز راه اطناب مىپيمايد و آنچه را كه مجمل گذارده بود تفصيل مىدهد و بهر حال جانب مردم طرف خطاب را از دست نمىدهد .
در مكه مردمى سخت معاند و جنگنده بودند كه با خدا و رسول او نبرد مىكردند و از هيچ فريب و نيرنگ ، تجاوز و ستم ، دزدى و خونريزى باكى نداشتند ، زبان درازى مىكردند و از اسائهء ادب خوددارى نداشتند ، تا كار را بدانجا كشاندند كه براى كشتن پيامبر اسلام گرد هم آمدند و توطئه آراستند ، در آنجاست كه خدا رسول خود را دلدارى مىدهد و او را به گذشت و بخشش فرا مىخواند . . .
اما در مدينه ، داستان بگونهء ديگرى رخ نمود :
در مدينه سه گروه مردم بودند :
) گروندگان به پيامبر گرامى از مهاجر و انصار .
2 ) دو رويان منافق كه از روى ترس و يا طمع تظاهر به اسلام داشتند ولى درونشان تاريك و سياه بود .
3 ) دستهء آخر يهود بود ، دربارهء يهود قرآن با آنان مجادله مىكرد و آنان را به « كلمة سواء » و سخن مشتركى مىخواند . منافقان را رسوا مىساخت و مؤمنان را
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 608
مساهمون: محمود راميار
ص٦٠٨