7 ) داستان و قصّه -
چنان كه از كعب بن زهير بن ابى سلمى نقل كردهاند :
أ لا أبلغا هذا المعرّض آية * أيقظان قال القول إذ قال ، أم حلم
كه آيه در اينجا بمعنى داستانى از من و خبرى از من آمده است « 2 » .
و گفتهاند كه از آيت قرآن به نجم هم تفسير شده كه فرمود :
« وَ النَّجْمِ إِذا هَوى »
( س 53 آ 1 ) .
دربارهء كلمهء « آيه » بحثهاى مختلفى پيش آمده است . از جمله آنكه در مورد وزن « آية » سيبويه مىگويد : بر وزن فعله ( بفتح عين ) است و اصلش اييه بوده ، ولى كسائى مىگويد : اصل آيه ، آييه بر وزن فاعله مىباشد ( كه لام يا عين آن بتخفيف رفته و اگر كامل بيايد آييه است « 3 » ) فرّاء و بروايتى سيبويه گفته كه اصل آن أيّه بر وزن فعله ( به سكون عين ) بوده و بعضى از كوفيان گفتهاند كه اصلش اييه بر وزن فعلة ( بكسر عين ) بوده است « 4 » . همچنين گفتهاند كه اصل آن اويه ( بفتح واو ) است و نسبت به آن اووىّ مىشود « 5 » .
ديگر از اين بحثها اين است كه آيا اين كلمه اصلا عربى است و يا جزء لغات بيگانه است ؟ آرتور جفرى اين كلمه را جزء لغات بيگانهء قرآن به حساب آورده « 6 » ولى در معرّبات ابن السبكى و ابن حجر و سيوطى ضبط نشده است . گفتهاند كه لفظ آيه اصلا عبرى است و اصل عبرى آن « آته » بمعنى نشان تشخيص و بمعنى معجزه است . در كتاب اوستا نيز بيشتر آيات با كلمهء « آات » بمعنى آنگاه شروع مىشود .
بهر صورت ، اين معانى مختلفهء آيه در لغت ، از هر ريشه و به هر وزنى كه باشد ، همه بهم پيوسته و مرتبطند . آيه در قرآن مجيد اطلاق به قسمتى از كلمات مىشود كه از ما قبل و ما بعد خود منقطع بوده و در ضمن سورهاى آمده باشد . مناسبت ميان اين معنى اصطلاحى و معانى لغوى هم كه گذشت خود روشن و آشكار است . چه آيهء
هامش
( 2 ) ديوان كعب ص 64 - « انه ايقظان » نيز ضبط شده ولى محمد شاكر در شرح كتاب طبقات فحول الشعراء ابن سلام : 89 آن را « آيه » مىداند .
( 3 ) النهايه ابن اثير 1 : 88 .
( 4 ) مقدمهء ابن عطيه بر تفسير الجامع المحرر : مقدمتان : 284 .
( 5 ) النهايه ابن اثير 1 : 88 .
( 6 )ArthurJeffery:TheforeignVocabularyofTheQurخan .