در اين روايت نيز مانند روايت قبلى خط عربى به خط مسند باز مىگردد .
3 ) پارهاى از دانشمندان گفتهاند كه مردم مكه خط را از قبيلهء « اياد » عراق آموختهاند و اين شعر را كه منسوب به امية بن ابى الصلت است دليل آوردهاند :
« قومى كه چون حركت كنند همهء ساحت عراق و خط و قلم از آنان است « 6 » » .
4 ) نخستين كسى كه خط را بوجود آورد و همه نوع خطى نوشت آدم ( ع ) بود كه سيصد سال پيش از فوتش ، خطوطى بر روى گل نوشت و بعد آن را پخت . و پس از توفان نوح هر دسته از مردم نوشتهاى يافتند و به اسماعيل كتاب عربى رسيد « 7 » .
5 ) اولين كسى كه خط عربى را وضع كرد اسماعيل بود كه بعدها هميسع و قيذر از فرزندانش آن را تفكيك كردند « 8 » .
6 ) آغاز خط عربى از : نفيس ، و نضر ، و تيماء ، و دومة فرزندان اسمعيل بود كه بعد قادور بن هميسع بن قادور آنها را تفكيك كرد « 9 » .
7 ) واضعين خط عربى قومى از عرب عاربه و يا بنو محصن بن جندل بن يصعب بن مدين بودند كه در ميان عدنان بن اد فرود آمدند . اينان ابجد ( يا ابجاد ) پادشاه مكه و اطراف آن ، كلمن و سعفص و قرشت پادشاهان مدين ( يا مضر ) بودند كه نويسندگان بعدها الفبا را بنام آنها ناميدند و حروف ديگرى را هم كه در نام آنها نبود چون : ثاء ، خاء ، ذال ، ظاء ، شين و غين ، روادف خواندند « 10 » .
اين روايت اصل خط را به اهالى مدين شمال حجاز مىرساند نه عراق .
8 ) نخستين كسانى كه خط عربى را نوشتند نصاراى حيره بودند . بخصوص « عباد » در ميان ايشان « 11 » .
9 ) در رديف دوم ديديم كه گفتهاند مرامر و اسلم و عامر خط جزم را از مسند گرفتهاند . روايات ديگرى مىگويد كه اين سه تن خط عربى را بقياس الفباى سريانى وضع كردند « 12 » .
هامش
( 6 ) ترجمهء مقدمهء ابن خلدون : 839 ، بلوغ الارب 3 : 369 .
( 7 ) ابو الحسين بن فارس : كتاب فقه اللغه معروف به صاحبى : 7 - 11 .
( 8 ) المزهر سيوطى 2 : 342 ، العقد 3 : 157 ، صبح الاعشى 3 : 13 ، زبيدى حكمة الاشراق : 64 .
( 9 ) الفهرست : 13 .
( 10 ) الفهرست : 12 ، العقد الفريد 4 : 242 .
( 11 ) بروكلمن : تاريخ الادب العربى 1 : 124 ، ترجمهء البلدان ابن ابى يعقوب 153 .
( 12 ) ر ك حاشيهء 5 .