در اين صورت اين هفت سوره نيست :
ابراهيم 14 ؛ الفرقان 25 ؛ السجده 32 ؛ الملائكه 35 ؛ الزخرف 43 ؛ الانسان 76 ؛ البروج 85 « 29 » ، كه در هيچيك با كسرى صورت ابن النديم مشترك نيست . « 30 »
چون مصحف ابىّ دو سوره ( خلع و حفد ) را اضافه داشته بايد جمع سورهها 116 باشد ، اما اينجا 109 سوره ياد شده است . سيوطى مىگويد با اينكه او دو سوره اضافه داشته ، اما صواب اين است كه مصحف ابىّ 115 سوره باشد . زيرا او دو سورهء فيل و قريش را يكى مىدانست « 31 » . اگر اين حساب را بخواهيم داشته باشيم ، چون روايتى از امام جعفر صادق ( ع ) نقل شده كه قرائت خاندان نبوّت بر قرائت ابىّ بن كعب است ، « 32 » بنا بر اين دو سورهء فيل 105 و لايلاف قريش 106 ، و همچنين الضحى 91 و انشراح 94 هم بايد با هم به حساب آيند و در نتيجه باز مصحف ابىّ ابن كعب بيش از 114 سوره نبايد مىداشته است .
3 ) مقدّمتان « 33 » :
جز اين دو روايت كه گذشت ، گزارش ديگرى داريم كه در مقدمهء كتاب مبانى ( تفسيرى كه در 425 ه . نوشته شده ، ولى مؤلفش معلوم نيست ) آمده است . در اين روايت اسامى سورهها و فضيلت هر سوره يك به يك از نبى اكرم نقل شده است .
ترتيب اين سورهها در آن مطابق ترتيب كنونى است ، جز سورهء 67 ملك كه با سورهء 32 يك جا آمده ، شمارهء سورهها 114 سوره است و آن دو دعاء « خلع و حفد » را هم ندارد .
مشكل اصلى كه در اين صورت هست اين است كه ناقل آن شناخته نيست و الّا از نظر تاريخ نوشتن ، بر اتقان سيوطى مقدّم و از نظر رفع مشكلاتى كه از مصحف ابىّ ناشى شده ، مفيد مىبود . بخصوص كه در سلسلهء راويانش نامهائى چون زيد بن اسلم ( م 136 ) فقيه و مفسّر مدينه و ابو امامه ( م 81 ) صحابى جليل قرار
هامش
( 29 ) جفرى در احتساب سورهء 18 جزء از قلم افتادهها ( ماتريال 115 س 25 ) اشتباه كرده ، زيرا سورهء حجر 15 را در صورت اتقان دو بار آورده ، در حالى كه دفعهء اول سورهء 18 است .
( 30 ) جفرى در مقايسهء اين دو صورت سورهء 54 را مشترك افتادهها مىداند ( ماتريال 115 ) در صورتى كه سورهء 54 در صورت اتقان هست و جزء افتادههاى مشترك نيست .
( 31 ) اتقان 1 : 228 ، مجمع البيان 10 : 544 .
( 32 ) اصول كافى 608 قديم ، وسائل الشيعه 4 : 821 .
( 33 ) مقدمتان 64 - 74 .