تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
اهل الكتاب 98 ؛ الصف 61 ؛ الضحى 93 ؛ الم نشرح لك 94 ؛ القارعه 101 ؛ التكاثر 102 ؛ الخلع 3 آيه - الجيد 7 آيه : اللهم اياك نعبد ، و آخرش بالكفار ملحق « 24 » - اللمز 104 ؛ اذا زلزلت 99 ؛ العاديات 100 ؛ اصحاب الفيل 105 ؛ الماعون 107 « 25 » ؛ الكوثر 108 ؛ القدر 97 ؛ الكافرون 109 ؛ النصر 110 ؛ ابى لهب 111 ؛ قريش 106 ؛ الصمد 112 ؛ الفلق 113 ؛ الناس 114 . اين يكصد و شانزده سوره است . او گفت : در مصحف ابىّ بن كعب تا اينجا رسيدم . همهء آيه‌هاى قرآن به قول ابىّ بن كعب 6210 آيه است » . اين بود سخن ابن النديم ، ولى بر فرض كه سوره‌هاى تغابن 64 و الماعون 107 را نيز در اين صورت به حساب آوريم جمع سوره‌ها 104 مىشود و چون دو سوره زياد دارد ، پس اين 12 سوره در اين صورت كمتر ياد داشت شده است : العنكبوت 29 ؛ لقمان 31 ؛ الدخان 44 ؛ الذاريات 51 ؛ الطور 52 ؛ القمر 54 ؛ التحريم 66 ؛ سئل سائل 70 ؛ المزمل 73 ؛ المدثر 74 ؛ البلد 90 ؛ العصر 103 . اما دو سوره اضافه دارد : الخلع و الحفد . ضمنا در اين صورت نام سه سوره به گونهء ديگرى ذكر شده كه مطابق نامهاى رايج آن سوره‌ها نيست و در اتقان سيوطى هم نيامده است . يكى « طس ، سليمان » كه به جاى « النمل » آمده و ديگرى سورهء « داود » است كه آرتور جفرى آن را با « سبا 34 » يكى گرفته و سومى « النبى » كه باز آن را معادل « طلاق 65 » مىشمارد و شايد هم بتوانيم « تحريم 66 » بدانيم . چه ، هر دو سوره با « يا ايها النبى » شروع مىشود . به هر صورت روايت فضل بن شاذان از اين جهت نيز جالب توجه است كه نشان مىدهد تا نيمهء قرن سوم هجرى هنوز هم نسخه‌اى از مصحف ابن كعب موجود بوده است .
هامش
يا اشتباهى رخ داده ، شوالى به استناد اتقان « تغابن » را به حساب آورده ( 2 : 31 ) آرتور جفرى هم همين سوره را در اينجا به شماره آورده است ( ماتريال ص 116 ) . ( 24 ) ظاهرا اين دو سوره همان سوره‌هاى الخلع و الحفد است كه از جملهء ادعيه به شمار آمده است . ( 25 ) در خود فهرست سورهء « التين » ضبط شده ، ولى اين سوره در شصت و هفتمين شمارهء اين صورت ضبط شده است . شوالى عينا نام « تين » را ميان شماره‌ها يادداشت مىكند ( 2 : 31 ) ، ولى دكتر آرتور جفرى شمارهء 107 را كه سورهء الماعون باشد يادداشت كرده است . ماتريال ص 116 .