فرستاده بود ، بر قرائت ابىّ بن كعب قرآن را مىخوانده است .
از رواج مصحف او حتى يكى دو قرن بعد هم مىشود سراغ گرفت . حاجى خليفه حتى نسخهء بزرگى از تفسير به دو نسبت مىدهد و مىگويد آن را ابو جعفر رازى از ربيع ابن انس و او از ابو العاليه و او از ابىّ بن كعب روايت كند ، و اين اسنادى است صحيح .
اما در مورد نسخهاى از مصحف او در زمان بعد از حياتش گفتهاند : وقتى مردى از عراق نزد محمد فرزند او ( م 63 ) رفته بود و هر چه اصرار كرده بود كه آن را ببيند ، محمد گفته بود : عثمان آن را گرفت « 15 » و چيزى به او عرضه نكرده بود . با وجود اين ، كسائى يكى از قاريان سبعه نقل مىكند كه اين مصحف را ديده و در آن كلمهء « للرجال » ( 2 : 228 ) به اماله « للرجيل » نوشته شده بود « 16 » . يحيى بن عيسى الرملى ( م 201 ه ) نيز مىگويد : مصحفى نزد نصير بن ابى الاشعث « 17 » ديدم كه ابن عباس آن را به حبيب بن ابى ثابت « 18 » ( م 119 ه ) داده بود و آن بر قرائت ابىّ بن كعب بود « 19 » .
بنا بر اين تا اواخر قرن دوم اين مصحف وجود داشته است . حتى به احتمال زياد در دمشق رواج بيشترى داشته و تا اواخر قرن چهارم نمونههائى از آن در بصره نيز يافت مىشده كه اوراق آنها با هم فرق داشته است . ولى از آن ببعد ديگر سراغى از آن نداريم . در مورد اختلاف قرائت در آيات ، مهمترين مأخذى كه داريم تفاسير معتبرى مثل البحر المحيط ابو حيان و جامع البيان طبرى و مجمع - البيان طبرسى و يا كتب قراآت است .
اما در مورد ترتيب سورهها در اين مصحف ، دو منبع ( و مىشود گفت 3 منبع ) در اختيار داريم : 1 ) فهرست ابن النديم 2 ) اتقان 3 ) مقدمتان .
هامش
( 15 ) ايضا 25 و فضائل القرآن ابو عبيد 37 .
( 16 ) مقنع دائى 64 .
( 17 ) العرادى الاسدى در تهذيب .
( 18 ) حبيب بن قيس يا هند ، تابعى ثقهاى كه از ابن عباس و ابن عمر و انس روايت مىكرد . كبير 1 :
2 / 311 ، جرح 1 : 2 / 107 ، ابن سعد 6 : 223 ، معارف 254 ، حليه 5 : 60 ، تذكره ذهبى 1 : 109 ، تهذيب عسقلانى 2 : 178 ، شذرات 1 : 156 .
( 19 ) تفسير طبرى 5 : 9 ، الدر المنثور 4 : 170 .