گناهكارند :
« لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ
( 2 : 174 ) خداوند در روز قيامت با ايشان سخن نگويد » و
« لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ
( 3 : 77 ) و بديشان ننگرد . »
زمانى هم وحى از نوع الهامى است كه گفتيم بر دل بندهاى مىنشيند به صورتى از دانش ضرورى كه دفع آن مقدور نيست و شكّى هم در آن باقى نمىماند . چنان كه در مورد مادر موسى ( 28 : 7 ) و حواريّون مسيح ( 5 : 111 ) گذشت .
وقتى هم نوشتهاى بر لوحى ، چنان كه در حقّ موسى فرمود :
« وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ
( 7 : 145 ) و نوشتيم براى او در آن الواح » .
اينها صورتهاى مختلفى بود كه در قرآن مجيد ياد شده بود . اما چگونگى وحى بر پيامبر اكرم در احاديث و كتب سيره است كه تفصيل بيشتر مىيابد . آغاز نزول وحى را ديديم كه فرمود : چنان بود كه كتابى در دلم نوشته بود و نيز رؤياى صادقه گذشت . حال صورتهاى مختلف وحى را در درجهء اول به نقل از زبان خود پيامبر ( ص ) و بعد به روايت شاهدان عينى آن مىبينيم :
2 ) قول پيامبر ( ص )
1 ) حارث بن هشام « 2 » ( م 18 ه . ) كه روز فتح مكه ايمان آورده و ظاهرا اواخر وحى است كه از رسول خدا ( ص ) مىپرسد كه وحى چون آيد ؟ پيامبر فرمود :
« اوقاتى چنان باشد كه آواى جرس « صلصلة الجرس » ، و آن بر من سختترين باشد ، بعد از من دور مىشود و من « وحى » را حفظ كردهام » . « 3 »
2 ) « و اوقاتى فرشته بيايد به صورت مردى ( و يا جوانى ) و آنچه گويد بشنوم و
هامش
( 2 ) از بزرگان بنى مخزوم قريش بود . جزء صحابه شمرده شده . در طاعون عمواس به شام در گذشت . اصابه 1 : 293 ، استيعاب 1 : 307 ، اعلام 2 : 162 .
( 3 ) اين حديث را عايشه از او نقل كرده ، بخارى : بدء الوحى 2 ، بدء الخلق 6 ، مسلم : فضائل 87 ، موطأ مالك فصل الوضوء لمن مسّ القرآن 7 ، احمد 6 : 158 ، 163 ، طبقات ابن سعد 1 / 1 / 131 و 132 ، التاج 3 : 251 . ترمذى : مناقب 7 .