است . يكى از طريق وحى و « القاء در قلب » و يا چنان كه تعبير ديگرى در احاديث مىبينيم « نفث فى الرّوع » دميدن در ذهن و نفس است ، ديگرى صدائى است كه نبى اكرم مىشنود ولى گوينده پيدا نيست . سومى فرشتهء وحى ، حامل پيام الهى است ، خواه خودش ديده شود يا نشود ، پيامش شنيده مىشود . و پيام به پيامبر گرامى نيز اين سه صورت را داشته است . صورتهاى مختلفهء وحى در آيات ديگر هم بيان شده است :
گاهى وصول وحى از راه كلامى است كه شنيده مىشود ولى گوينده ديده نمىشود .
اين سخن گفتن پروردگار است با بندهء خود بدون واسطه و مستقيم . چنان كه در مورد موسى فرمود :
وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً
( 4 : 164 ) و سخن گفت خداى با موسى ، گفتنى » . و يا :
« فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ يا مُوسى . إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ ، إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً . وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ ، فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى .
( 20 : 11 - 13 )
چون موسى بدان ( آتش ) نزديك شد ندا رسيد كه اى موسى . من پروردگار توام ، پاىافزار از خود دور كن ، كه تو در وادى مقدس قدم نهادهاى . و من ترا برگزيدم ، پس گوش بده به سخن وحى . » از ميان درختى ، آتشى روشن ديده مىشد و خدا با موسى سخن گفت . پرستش خداى يگانه و بر پا داشتن نماز مقرّر گرديد . هم چنان كه در شب معراج براى پيامبر گرامى پيش آمد :
« ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى . فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى . فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى
( 53 : 8 - 10 ) آن گاه نزديك آمد و نزديكتر شد ، به اندازهء دو كمان يا نزديكتر از آن شد .
پس خدا به بندهء خود وحى فرمود آنچه فرمود . »
به يك جذبه ز حق چون تير بشتافت * چو موئى ، ميم احمد از دو بشكافت
برون شد ميم احمد از ميانه * احد گشت و يكى شد هر دوانه
زرشك قاب قوسين پيمبر * فلك دو قوس دارد گرد محور
« 1 » خداوند در روز قيامت با بندگان خود نيز گفت و گو كند ، مگر با آنها كه
هامش
( 1 ) الهى نامهء عطار چاپ فؤاد روحانى ص 14 - 15 .