آن [ بىدينان ] را غرقه كرديم ( 4 ) .
[ گفتيم بدار تا بكوليم ( 5 ) ( تا بكاويم ) ] .
بآواز بلند توحيد آورد ( 6 ) .
اسلام آورد [ گفتيم نپذيريم ( 7 ) ] .
آنچه را در آيهء مباركه يا در ترجمهء فارسى ميان دو قلاب نهادهايم ، در آن متن ديگر ، اصلا موجود نيست . مثلا
[ بَغْياً وَ عَدْواً ]
به كلى در ترجمه فروگذاشته شده ، و نيز [ در پيش بودند ] ، اصلا در آيه وجود ندارد و مترجم از خود افزوده . شمارهها در درون آيه ، با بندهاى ترجمه - يا ، به قول مرحوم رجائى ، با مصرعهاى شعر - مطابق است .
ملاحظه مىشود كه بندهاى 1 تا 4 ، دورادور با مفهوم اجزاء آيه همساز است . اما بندهاى 5 تا 7 ، چنان است كه ديگر آنها را ترجمه نمىتوان خواند . مؤلف چند كلمه و عبارت از خود اضافه كرده و اصولا معلوم نيست . مراد وى از « بدار تا بكوليم » چيست ؛ جملهء نسبتا مفصلى را كه فرعون ادا كرده ، فرونهاده و نتيجهء آن را در دو عبارت كوتاه :
« توحيد آورد - اسلام آورد » آورده . در مجموع كار چنان گرديده كه خواننده از خود مىپرسد : آيا مىتوان اين عبارات را ترجمه خواند ؟ آيا اين بندهاى نيمه موزون ، نوعى تفسير و توضيح نسبتا عاميانه نيست كه كسى ، در سايهء آيات الهى براى تودهء مردم تدارك ديده است ؟
يكى از دلانگيزترين آيات الهى كه در ادب فارس و عرب در شمار بارزترين نشانههاى اعجاز قرآنى قرار گرفته ، آيه 44 از سورهء هود است :
وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ ( 1 ) وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي ( 2 ) وَ غِيضَ الْماءُ ( 3 ) [ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ ] وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ ( 5 ) ( 6 ) وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
( 7 ) و ( 8 ) ( هود / 44 ) .
ترجمهء رسمى ، 3 / 713 : و گفته شد كه اى زمين فرو بر آب خويش ، و اى آسمان باز دار تو باران . فروشد به زمين آب ، و گزارده شد فرمان ، و بيستاد بر جودى كشتى و گفتند :
دورى باد گروه ستمكاران را .
پلى ، 30 : گفتند زمين را : آب درچين ( 1 )
تو كه آسمانى دامن در افجين ( 2 ) ( دامن درچين )
پس روى زمين واديد آمد ( 3 ) ( پديد آمد )