تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥

گفتار دوم تفسير و ترجمهء رسمى معروف به ترجمهء تفسير طبرى

اين كتاب را ما همه‌جا تفسير و ترجمه رسمى ، يا ترجمه رسمى خوانده‌ايم ، زيرا در گفتار سوم نشان خواهيم داد كه اين كتاب ، ترجمهء تفسير طبرى نيست . بىگمان يكى از دل‌انگيزترين متون پارسى كهن ، متن كتابى است كه از ديرباز به « ترجمهء تفسير طبرى » مشهور است . كلمات و اصطلاحاتى گوش‌نواز ، سره ، ناب و نيز تركيباتى استوار اما بىپيرايه و صادقانه كه از صميم روح ايرانيان هزار و صد سال پيش سرچشمه گرفته ، از اين كتاب جنگى ساخته كه پيوسته اديب فارسى خوان را آرامش مىبخشد . شيوهء گفتار و تكوين عبارت و شمول به اندازهء آنها بر معانى موردنظر ، خود نشان مىدهد كه در آن دو سه قرن سكوت ، زبانى كه درى نام گرفته و در خراسان رواج يافته بود ، آن‌چنان كه گاه تصور مىرود ، خام نبود و بىگمان در شعر و نثر تجربه‌هاى متعددى اندوخته بود . اين كتاب ، به سبب اعتبارى كه از همان آغاز كسب كرده بود ، ناگهان جنبش ادبى بسيار سودمندى به راه انداخت كه امروز بسيارى از نتايج آن در دست و مورد استفادهء ماست . مراد ما انبوهى ترجمه و تفسير قرآن كريم است كه در همان مناطق و در همان محدودهء زمانى پديدار شد . شايد اندكى پيش از آن هم كوششهايى شده باشد و كسانى در گوشه و كنار دست به تجربه‌هايى زده باشند ، اما نخست ترجمهء رسمى بود كه با گامى استوار و پشتوانه‌اى نيرومند پا به ميدان نهاد و همه‌جا منتشر شد . در كار رواج ناگهانى و گستردهء آن دو امر - بىگمان - اثر عمده
تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 25 | آذرتاش آذرنوش