يا :
خداوند هركس را بخواهد بدان راهنمايى مىكند
يَهْدِي
[ الله ]
بِهِ مَنْ يَشاءُ
( انعام / 88 ) .
يا :
بلكه آن - در سينهء كسانى كه دانششان دادهاند - نشانهاى آشكار است .
بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ
( عنكبوت / 49 )
با اين همه ، جملههاى درهم تركيب يافته نيز - چنانكه اشاره شد - كم نيست . مثلا : در آن روز ، پوزش آنان ، كسانى را كه ستم ورزيدهاند ، سود نمىآورد .
در ساختمان عربى همين عبارت نيز ميان فعل و فاعل جملهء پايه ، فاصله افتاده است :
فَيَوْمَئِذٍ لا يَنْفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ
( روم / 56 )
اما گاهى به كمك ضماير كه بيشتر به منظور تأكيد به كار مىآيند جملهء پايه نوعى استقلال مىيابد : عبارت « آنان در باغى باشند » خود مستقل است ، اما در تركيب عبارت زير ، « فراكرد » پايه است :
فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا . . .
فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ
( روم / 14 )
ضمير هم با
فِي رَوْضَةٍ
جملهء مستقلى تشكيل دادهاند و اگر آن ضمير نمىبود ، بقيهء عبارت يا قيد مكان بود يا گزارهء
الَّذِينَ
. وجود اين ضمير ، ساختمان جمله را براى خواننده سهل الوصولتر مىكند . اما كار را بر مترجمان دشوار مىسازد . زيرا اگر مانند كمبريج ( 2 / 462 ) و رهنما ( 4 / 321 ) آن را ترجمه كنند ، گويى عبارت فارسيشان اندكى ثقيل مىشود . ( كمبريج : اما انكسان كه بگرويدهاند . . . ايشانند در باغى . . . ) و اگر آن را رها كنند ، لاجرم ظرافتى را كه در معناى آن نهفته فرومىگذارند ( آيتى ، 406 : اما آنها كه ايمان آوردهاند . . . . در باغى [ باشند ] ) .
اينك با توجه به چگونگى قرار گرفتن جملات در يك متن ، مىتوان پنداشت كه مترجمان فارسى زبان در برابر ساختار نحوى قرآن كريم تقريبا هرگز دچار اشكال نمىشدند . كمتر جملهء چند سطرى مركبى مىيافتند كه ناچار شوند براى فهم آن ، نخست آن را به چند بخش تجزيه كرده معنى هر جزء را دريابند و سپس همه را در