پدر نيكوى كنند ( ص 13 ) .
ب - كه گرفتيم پيمان از فرزندان يعقوب كه مه پرستيد مگر خداى را و با مادر و پدر نيكوى كنيد ( 1 / 86 ) .
تا پايان اين آيه تشابه به همينگونه ادامه دارد .
انحراف مترجم قرآن رى از عين كلمات آيه همهجا ديده مىشود . اين اقدام ، همان تحول مختصرى است كه در ترجمههاى قرآنى سدههاى پنج و شش ديديم . در همين آيهء اخير ، مثلا ، اولا بنى اسرائيل ، مانند ترجمهء رسمى ، به فرزندان يعقوب ترجمه شده ؛ بهجاى عهد فرزندان ، عهدى از فرزندان آمده ، بهجاى نيكويى كنيد ، نيكويى كنند و به جاى نپرستيد ، نپرستند آمده . اينگونه آزاديها كه مترجم بر خود مجاز دانسته در كتاب فراوان است .
در نمونههايى كه عرضه كرديم ، پيداست كه دو كتاب از نظر ساختار جمله و دايرهء واژگانى شباهت ترديدناپذير با يكديگر دارند . اما موارد اختلاف نيز بسيار است .
نخست حوزهء تفسيرى است كه اين اختلاف را آشكار مىسازد . مثلا در سورهء نجم ، ملاحظه مىشود كه ترجمهء رسمى ، نجم را به ستارگان ( نسخه : ستارهء پروين ) ، و قرآن رى به آيات الهى برگردانده ؛
ما ضَلَّ
در اولى به گم شدن و در دومى به دروغ گفتن ؛
آياتِ
( در آيهء 18 ) در اولى به علامت و در دومى به عجايب ترجمه شده است .
در بسيارى از موارد اختلاف ، ملاحظه كرديم كه قرآن رى ، با تفسير كمبريج تشابه دارد ( مثلا هر سه مورد ذكر شده در بالا ) . چندانكه پندارى مترجم قرآن رى يا اين تفسير را در اختيار داشته و يا هردو از مكتب تفسيرى يگانهاى پيروى كردهاند .
دومين مورد اختلاف ميان ترجمهء رسمى و قرآن رى بخشى از واژگان است . اين قرآن قرن ششمى ، در روند تحول ، چنانكه دربارهء كتابهاى ديگر نيز گفتهايم ، برخى از كلمههاى كهن فارسى را برداشته بهجاى آنها الفاظ عربى نهاده است . چند نمونه در زير ذكر مىكنيم : ايمان آوردن بهجاى كلمهء بسيار رايج گرويدن ( در آيهء 91 بقره كه سه بار ايمان را تكرار كرده ، كلمه دوبار به ايمان ترجمه شده و يكبار به گرويدن ) ؛ اهل بهشت بهجاى خداوند بهشت ( بقره / 82 ) ؛ عهد بهجاى پيمان ( همانجا ) ؛ شك كردن بهجاى گمان كردن ( بقره / 78 ) استهزاء بهجاى فسوس ( صافات / 12 ) . . . اما در عين حال