خواستندى كردن ، بانگ كردى : نكو نيا نكونى » . ( اين كلمات سغدى است « 1 » ، و شايد روايت ديگر يعنى « نگون سان كنيت ، نگون سان نگون كنيت » معادلهاى فارسى آن باشد ) .
بيشتر سورههاى مكى قرآن كريم را آيات كوتاه چند كلمهاى تشكيل مىدهد ؛ انبوهى از آيات قسم و تحذير و ترغيب و نظاير آن ، حتى جملههاى نحوى هم به شمار نمىآيند ، يعنى در اصل نيم جملههايى هستند كه نيمهء دوم آنها ، به قرينهء معنى ذكر نشده است . ويژگى آيات مكى پندارى ايجاب مىكرده است كه عبارات همه كوبنده ، سركش ، بىپرده و بههرحال كوتاه باشند و پيوسته با آهنگ و ايقاعى استوار و پرتوان ، كنار يكديگر نشينند ، گويى هرچه عبارت كوتاهتر است ، تأثير آن در شنوندهء ناآرام گريزپاى ستيزجو بيشتر است . البته به آن شرط كه فخامت لفظ و معنى در همهء آن عبارات مراعات شود .
اين سادگى و روانى تركيب ، در آيات مفصلتر يا سورههاى مدنى كه بيشتر به شريعت يا قصص خاص قرآن مىپردازد ، بههيچوجه از ميان نرفته است . چنانكه اشاره شد ، ساختار زبان عربى به تك جملههاى مستقل بيشتر متمايل است تا به مجموعهء چند جملهء درهم پيچيده ، معنى اين سخن آن نيست كه زبان عربى از جملههاى مركب بىنياز است ؛ عبارات شرطى و موصولى و انواع آنها كه به ناچار بايد لا اقل از دو جمله تشكيل شوند ، البته همهجا فراوان است ، اما در همين عبارات هم مىتوان غالبا جملههاى اصلى و پيرو را - نه در درون - كه در كنار يكديگر نهاد . شيوهء عمومى عربى كه بيشتر فعل را در آغاز و فاعل را به دنبال آن مىآورد ، كار را آسان مىسازد . مثلا عبارت فارسى زير ، از فاعل و فعل تركيب شده كه در ميانشان ، جمله پيرو جا گرفته است :
ما به آنچه به سوى ما فرستاده شد ايمان آورديم
همين دو جمله ، در عربى كنار يكديگر مىنشينند و به كمك ابزار موصولى به هم پيوند مىيابند :
آمَنَّا بِالَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْنا
( عنكبوت / 46 )
هامش
( 1 ) صادقى ، ص 68 .