گفتار نخست چگونگى نثر عربى
اصولا زبان كلاسيك عرب از نظر تركيب جملات و آميزش معانى مختلف در يكديگر ، زبانى بسيار ساده است . در اين زبان ، مفاهيم گسترده ، روايات و داستانها عموما از عباراتى نسبتا كوتاه تشكيل يافتهاند كه غالبا از پيچيدگى و ابهام به دورند ، سپس اين عبارات ، در سراسر گفتار كنار يكديگر قرار مىگيرند و به كمك ابزارهاى پيوند ، چون حروف عطف ، و يا گاه بدون آنها ، به هم متصل مىگردند . به اين جهت ، قطعات بزرگ كه در آنها جملهها در يكديگر تاب خورده باشند ، و مثلا چندين جمله در درون جملهء ديگر نشسته باشند و فهم يكيك آنها منوط به فهم مجموعهء قطعه باشد ، در زبان عربى اندك است و هرگاه نيز چنين شكلهايى پديدار شود ، غالبا عبارت ، معقّد و گنگ و ناموفق است . آنچه به نام « نثر جاهلى » مىشناسيم و غالبا همان سجع كاهنان دوران پيش از اسلام و نخستين نمونههاى نثر عربى است ، از نظر سادگى ساختار نحوى ، نمونهء بسيار جالب توجهى است : اين « سجعها » از جملههايى بسيار كوتاه تركيب يافتهاند كه در بيشتر مواقع از دو كلمه ، يكى نهاد و ديگرى گزاره ، تجاوز نمىكنند . متممها ، صفات و قيدها و تركيبهاى قيدى ، به حداقل ممكن مىرسند .
مراعات وزن و قافيهء نسبى نيز در آنها ، گوينده را پيوسته به تكرار اين قالبهاى كوتاه و سادهء نحوى وادار مىسازد ، آنچنانكه به جرأت مىتوان گفت بافت نحوى اينگونه