تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
نثرها ، تقريبا هيچ‌گاه خواننده را با مشكلى مواجه نمىكند « 1 » . حال اگر اين سجع‌ها را ، به پيروى از بيشتر پژوهشگران اروپايى ، جعلى و ساختهء دست مردان سده‌هاى اول و دوم هجرى بدانيم ، نخستين نثرى كه از زبان عربى براى ما باقى مىماند ، همانا قرآن كريم است . قرآن هم نخستين نثر است و هم - به گمان ما - نخستين اثرى است كه از همان آغاز - خواه كتبا و خواه شفاها - به زبان يا زبانهاى فارسى ترجمه مىشد ، زيرا نمىتوان پنداشت كه ايرانيان ، در مقابل پيام دينى تازه‌اى كه سراسر كشورشان را درمىنورديد ، بىتفاوت مىماندند و از آشنايى با مضامين آن سرباز مىزدند . از قول ابو حنيفه نقل شده است كه ايرانيان به سلمان فارسى نامه نوشتند كه سورهء حمد را برايشان به فارسى ترجمه كند ، سپس چون آن ترجمه به دست آمد ، همان را در نماز به فارسى مىخواندند « 2 » . اين روايت در كتابى به نام المبسوط كه شايد همان مبسوط در فروع فقه حنفى باشد ، به گونهء ديگرى نيز آمده است . از اين قرار كه سلمان ، ترجمهء خويش را با اين كلمات آغاز كرد : « به نام يزدان بخشايندهء بخشايند . . . » سپس آن را بر حضرت پيامبر ( ص ) عرضه كرد ، و چون آن حضرت ( ص ) عيبى در كار نديد ، ايرانيان آن را در نماز خود خواندند . باز در همين كتاب آمده است كه اگر در تكبير نماز گفته شود « خداى بزرگ » يا « به نام خداى بزرگ » رواست « 3 » . موضوع اين ترجمه را نرشخى نيز در تاريخ بخارا تأييد مىكند « 4 » . وى مىگويد كه : « مردمان بخارا به اول اسلام در نماز قرآن به پارسى خواندندى و عربى نتوانستندى آموختن . و چون وقت ركوع شدى ، مردى بودى كه در پيش ايشان بانگ زدى : پكنيتا نكينت . و چون سجده
هامش
( 1 ) خوب است اينجا اشاره كنيم كه كاربرد برخى حروف يا اسماء كه مايه‌هاى گويشى دارند و در كتابهاى نحو عربى بحث‌هاى وسيعى برانگيخته‌اند ، اصلا مورد توجه ما نيست و آنها را در شمار دشواريهاى نحو عربى نمىآوريم . مثلا به جاى سه تركيب زير : ابو على ، انّ ابا على ، من ابى على كه در عربى معمول است ، اگر ببينيم كسى اب على ، يا در هر سه مورد شكل واحد ابا على را به كار برده ، البته به آن توجهى نمىكنيم ، زيرا اين‌گونه احوال ، در تركيب كلى جمله اثرى ندارند . از همين قبيل است مثالهاى زير : هذان ، ساحران - انّ هذان لساحران ؛ ما هذا بشر - ما هذا بشرا ( قرآن كريم ) اين عبارات از نظر كار ما هيچ تفاوتى با هم ندارند و ساختمان نهاد - گزاره يا مسند و مسند اليه در آنها تغييرى نكرده است . ( 2 ) دايرة المعارف قرآن ، 5 / 26 . ( 3 ) صادقى ، تكوين زبان فارسى ، تهران 1357 ، ص 64 به نقل از يادداشت‌هاى مينوى . ( 4 ) تاريخ بخارا ، تهران ، 1351 ، ص 67 .