اين تفسير ارجمند كه از گنجينههاى گرانقدر زبان فارسى به شمار مىآيد ، در دهههاى دوم و سوم قرن ششم ( پيش از سال 533 ق . ) تأليف شد ( ياحقى ، ص شصت ) . يعنى هنوز ده سالى بيش از نگارش كشف الاسرار ميبدى نگذشته بود كه دومين تفسير بزرگ فارسى در سرآغاز سدهء 6 پديدار گشت . به سبب همين نزديكى زمان ، مىتوان پنداشت كه ابو الفتوح از تفسير سلف خويش آگاهى نيافته بوده است .
ترديد نيست كه اين كتاب عظيم ، به سبب شهرتى كه گويا از آغاز نگارش يافته بود ، در نسخههاى متعدد ديگرى تكثير شد ( نك : فهرست ياحقى ، ص هفتاد و شش به بعد ) . ناسخان ، گاه از سر بىدانشى و گاه از سر پاكدلى و حسننيت ، البته در متون دست مىبردهاند و گاه آنها را به مذاق و سليقهء زمان خود نزديك مىكردند . اما خوشبختانه ، چاپ مجدد كتاب توسط دو دانشمند خراسانى ، دكتر ياحقى و دكتر ناصح ، نشان داده است كه تفسير ابو الفتوح هرگز به آن پيچ و تابهاى ويرانگرى كه گريبانگير تفسير رسمى شده بود ، گرفتار نيامده است . مثلا نسخهاى كه در جلدهاى 16 و 17 به كوشش اين دو دانشمند چاپ شده ، در تاريخ 556 ق . ، يعنى حدود 15 سال پس از وفات شيخ ابو الفتوح نگارش يافته و لاجرم تحريفى در آن رخ نداده است .
نكتهء جالب توجه آنكه در نسخههاى متأخرتر ، تحريف اساسا در ترجمهء آيات الهى كه مورد توجه ماست رخ داده است نه در متن تفسير . بديهى است كه تفسير هم از گزند دستكارىهاى ناسخان در امان نمانده ، اما تغيير در ترجمهها گاه چندان است كه مقايسه ميان نسخه بدلها دشوار مىگردد .
ما اينك ، بنابه شيوهء معهود خود به چند موضوع خواهيم پرداخت : 1 . چگونگى نثر ابو الفتوح به اختصار ، 2 . شيوهء او در ترجمهء عبارات عربى ؛ 3 . چگونگى ترجمهء آيات الهى در درون تفسير ؛ 4 . چگونگى ترجمههاى رسمى آيات بهطور مستقل .
رسم است كه بگويند ابو الفتوح از نثر قرن 5 ق . پيروى مىكرده ( بهار 2 / 393 ؛ حقوقى ، 1 / 61 و جاىهاى ديگر ) . اين سخن از يكى دو جهت نياز به تبيين و اصلاح دارد . نخست آنكه نهادن خط دقيق مرزى در تعيين دو سبك ادبى هيچگاه درست نبوده است . تحول يك سبك ، در صورتى كه در مسير جريانهاى تند فرهنگى - اجتماعى قرار گيرد ، به زمانى دراز ، مثلا نيم قرن نياز دارد تا به شيوهاى ملموس و عينى جلوهگر
تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: آذرتاش آذرنوش
ص١٩٦