كه از راه آن غافلان و ناآگاهاناند .
الف ( 3 / 793 ) - ب ( برگ 3 ) :
[ [ قال الشيخ الامام شيخ الاسلام انشدنى عمويه الصوفى احمد بن مرة ( ؟ ) أنشدنى خلف المغربىّ ] ] ( سه بيت عربى ) .
[ [ و قال قيس بن الخطيم : ( دو بيت ) ] ]
در عبارات بالا آنچه بدون علامت آمده ، در هردو متن مشترك است ؛ آنچه ميان يك قلاب [ ] آمده ، عباراتى است كه ناسخ ، از تفسير « نوبت دوم » به درون ترجمه انتقال داده است ، . در اينجا سه نقطه ، نشانهء عباراتىست كه وى حذف كرده ، آنچه ميان قلاب مضاعف [ [ ] ] نهادهايم ، اضافات ناسخ است .
آن عبارتى كه به زبان عربى توسط ناسخ افزوده شده ، بسيار پرمعنى است :
« شيخ الاسلام ( خواجه عبد الله انصارى ) گويد كه . . . » .
سؤالى كه مطرح مىشود اين است : چرا سخن خواجه عبد الله كه خود منبع اساسى تفسير ميبدى است ، از قلم او در تفسير ده جلدى افتاده ، اما ناسخ آن را يافته و در تلخيص يك جلدى خويش آورده است ؟
اين نكته ، و نيز حضور انبوهى كلمه با شكل گويشى اصيل ، و برخى كلمات بسيار نادر كه در تفسير ميبدى موجود نيست موجب سرگردانى پژوهندگان مىشود . گذشته از آن ، نگارش تفسيرى كه پندارى از گويش خراسان و خاصه هرات تهى نيست ، و سپس اين نسخه كه گويش پاك خراسانى دارد و نيز خود ميبدى كه شايد از ميبد در جنوب ايران برخاسته باشد باعث مىشود از خود بپرسيم كه آيا اين نسخهء گمنام از خود كشف الاسرار اصيلتر نيست ؟
هامش
به جاى مىآورد زيرا به شنيدن آن عادت كرده است . . . .