الف - نژاد او را از جهانيان و جهانداران كرديم ( ص 311 ) .
ب - و كرديم فرزندان او را ايشان ماندگان ( 7 / 1521 ) .
البته نبايد پنداشت كه اينگونه ترجمههاى روان را همهجا مىتوان يافت . حجم آنها در همهء كتاب ، شايد به دو سه درصد هم نمىرسد .
3 . غالبا توضيحات اضافى و تغيير در ساختار و بينش تفسيرى ، ميان ترجمهء ميبدى و ترجمهء رسمى اختلاف ايجاد كرده است .
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ ( 2 ) وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ
( تكوير / 1 ) .
الف - آنگه كه خورشيد درگردانند و زمين اندازند * و آنگه كه ستارگان در زمين ريزند ( ص 420 ) ؛
ب - چون آفتاب تاريك گردد * و چون ستارگان بپراكنند ( 7 / 1990 ) .
إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ ( 4 ) وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ
( تكوير / 3 ) .
الف - آنگه كه ماده شتران بار فرا رسيده با بار نهاده بگذارند و نجويند * و آنگه كه دشتيان و كوهيان از جانوران ، پس آنكه خاك گشتند ، فراهم آرند ( همانجا ) .
ب - چون اشتران بچه بيوكنند ( روايت نسخه بدل به ميبدى نزديكتر است ) * و چون ددگان گرد كنند ( همانجا ) .
وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً ( 2 ) فَالْعاصِفاتِ عَصْفاً ( 3 ) وَ النَّاشِراتِ نَشْراً
( مرسلات / 1 ) .
الف - ببادهاى فروگشادهء پياپى پيوسته * خاصه آن باد سخت كشتى شكن * و بفريشتگان آن كراسه گشايندگان . . . ( ص 414 ) .
ب - قسم بدان فريشتگان * و بدان بادهاى سخت جهنده * و بدان بادها كه باران باراند و بپراكند ( 7 / 1971 ) .
فَالْفارِقاتِ فَرْقاً
( مرسلات / 4 ) .
الف - خاصه ايشان كه پيغام خداى بر پيغامبران خداى مىافكنند ميان حق و باطل ( همانجا ) .
ب - و بدان جدا كردگان جداكردنى ميان حلال و حرام ( همانجا ) .
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتادِ ( 13 ) وَ ثَمُودُ وَ قَوْمُ لُوطٍ وَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ أُولئِكَ الْأَحْزابُ
( سورهء ص / 12 ، 13 ) .