نيز مىتوانيم يافت . يكى از اين موارد افزودن ياء بر فعلهاى جملات شرطى است : « او گر خواستمى خداى ، حرام بكردى » ( ص 11 ) ؛ « اگر خواستيذ ( بهجاى : خواستى خداى ، حقا كى ما شرك نياورديمى » ( ص 165 ) . اين تركيب در ترجمهء رسمى نيز فراوان آمده است ( مثلا 5 / 1417 ، همان جمله در قرآن شمارهء 4 ، ص 109 ) .
متن شنقشى به گويش خراسانى نگاشته شده ، از اينرو با متن ترجمهء رسمى شباهتهاى بسيار دارد ، اما تفاوت عمده در اين است كه متن شنقشى كاملا سالم مانده و جاىجاى آن به دست ناسخان سدههاى بعد ، تغيير نيافته است . از سوى ديگر گاهگاه نويسنده ، لهجهء ناحيهء خود ( شايد هرات ) را در نوشته بروز داده . برعكس متن ترجمهء رسمى ، بارها دستكارى شده و بخش اعظم گويش بخارا از آن رخت بربسته است . با اين همه ، آنچه بهجاى مانده ، بسيار مفيد است . ما اينك به چند نمونه اشاره مىكنيم :
كى بهجاى كه ؛ آنك بهجاى آنكه ، علامت ايت بهجاى ايد در پايان افعال ؛ گوا بهجاى گواه . . . . ؛
و بهجاى ب : در شنقشى بسيار رايج است و در ترجمهء رسمى : ناوايست ( 1 / 85 ) ، ياوندگان ( 3 / 589 ) ، ياوند ( 3 / 601 ) .
ف بهجاى ب : زفان و زفانه ( بهجاى زبان ، ترجمهء رسمى ، 4 / 841 ، 881 ، 1 / 231 حاشيه و شنقشى ، ص 71 و جاىهاى ديگر ) .
ل بهجاى ر : سولاخ ( بهجاى سوراخ در ترجمهء رسمى ، 1 / 92 ، شنقشى ، 178 ) . نيز قس شلوال بهجاى شلوار در ترجمهء رسمى ، 5 / 1254 ) .
ذ بهجاى ل : گسيذ ( بهجاى گسيل ، در ترجمهء رسمى ، 4 / 795 ، شنقشى ، 46 ) .
و بسيار نكات ديگر كه غالبا در ترجمهء خراسانى ديگرى چون كمبريج و عشر نيز يافت مىشوند .
تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: آذرتاش آذرنوش
ص١٦٢