از ترجمهء رسمى و استقلال او نيك آشكار مىشود ، مثلا در آيهء زير ، عنايت به شأن نزول ، ترجمه را تغيير داده است :
قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَ تُحْشَرُونَ إِلى جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمِهادُ
( آل عمران / 12 ) .
الف ، 65 - بگوى يا محمد كافران مكه را زودا كه شما را غلبه كنند او برهم كشند روز بدر و همهتان را برند بدوزخ روز قيامت او بد آرامگاهيست .
ب ، 1 / 200 - بگوى آنكسها را كه كافر شدند كه غلبهكنندگان و برانگيزندتان سوى دوزخ ، و بدست آن بسترگاه .
ويژگىهاى ترجمهء متن شنقشى را مصحح محترم كتاب از جهاتى بررسى كرده است ( صص 78 - 91 مقدمه ) . به گمان ما ، چيزى بر آنچه دربارهء ترجمهء رسمى و ترجمههاى حوزهء آن بيان كرديم ، نمىتوانيم افزود .
اين متن ، از چند نكتهء گويشى كه بگذريم ، در بيشتر رفتارهاى زبانشناختى به ترجمهء رسمى شبيه است ؛ مثلا ، در بسيارى جايها ، مصدرهاى عربى به مصدر فارسى ، فعلهاى وجه التزامى به مصدر ، قيود گوناگون بهويژه قيدهاى حالت به شيوهء عربى ترجمه شدهاند و در محلى كه با ساختار جملهء عربى - و نه فارسى - تناسب دارند نهاده شدهاند . اين وضع البته در غالب ترجمههاى قرآنى به چشم مىخورد ، اما در متن شنقشى و ترجمهء رسمى تشابههاى دقيقترى نيز موجود است . مثلا در اين كتاب ، بسيارى از امرهاى غايب عربى را به وجه التزامى ، با الفى در آخر فعل ، ترجمه كرده :
فَلْيَكْتُبْ
: بنبيسدا ،
فَلْيُصَلُّوا
: نماز كنندا ، اين حال را مكرر در ترجمهء رسمى و نيز در عشر و قصهها و حتى ميبدى مىتوان يافت ( نك : بخش مقايسهء ترجمهها ، ذيل نهى و امر غايب ) ؛ يا در مقابل حروف استقبال ( س ، سوف ) ، قيدى با الفى در آخر مىنهد ( مانند :
زودا ) اين حال در ترجمهء رسمى و قصهها نيز آمده است ( نك بحث ما ذيل قصهها ) . . . .
حرف ربط انّ در اين كتاب ، تقريبا هميشه به « حقّا » ترجمه شده . پيش از اين ( ذيل ترجمهء رسمى ، ص 43 ) ديديم كه مترجمان بخارا ، غالبا از ترجمهء اين حرف چشم پوشيدهاند . مع ذلك گاه در مقابل آن ، بدرستى كه يا حقا گذاشتهاند .
بخش اعظم ترجمههاى دقيق اين كتاب ، مانند ترجمهء رسمى ، اسير ساختارهاى عربى است ؛ اما هرجا كه تركيبى فارسى در آن به كار آمده ، نظير آن را در ترجمهء رسمى