تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥

گفتار سيزدهم شنقشى - گزاره‌اى از بخشى از قرآن كريم ، تفسير شنقشى

به كوشش محمد جعفر ياحقى ، تهران ، 1355 . متأسفانه از اين كتاب ارجمند بيش از يك سوم آن به جاى نمانده ، آنچه در دست است عبارت است از سوره‌هاى آل عمران ، نساء ، اعراف و انفال به‌طور كامل ، و بخش‌هايى از سوره‌هاى فاتحه ، بقره ، مائده ، انعام ، توبه و يونس . از اين مرد دانشمند كه قرآن را به پارسى گردانده هيچ اطلاعى نداريم ، و در نتيجه نظر قاطعى دربارهء زمان اين ترجمه نمىتوان ابراز داشت . محقق كتاب نيز در مقدمهء مفصل و سودمندى كه بر آن نگاشته ، اين موضوع را مسكوت گذاشته است . دشوارى كار از آنجا برمىخيزد كه اولا كتاب به كلماتى با لهجهء معروف خراسانى آكنده است ؛ ثانيا پايهء اصلى نثر فارسى آن را ساختارهاى عربى قرآن كريم تشكيل مىدهد و ما مىدانيم كه ترجمهء فارسى آيات الهى به شيوه‌اى است كه غالبا با شيوهء گفتار و نوشتار عموم مردم تفاوت دارد ، به عبارت ديگر ، ترجمهء قرآن ، خود مكتبى و آيينى معين و فراگير يافته است ؛ ثالثا ترديد نيست كه اين مترجم از ترجمه‌هاى كهن‌تر قرآن كاملا آگاه بوده و چنان‌كه خواهيم ديد ، بيشتر از ترجمهء رسمى بهره گرفته است . حال اگر مترجمى خراسانى ، به شيوهء معمول ترجمه‌ها و تحت تأثير واژگان و اسلوب آنها قرآن را به فارسى برگرداند ، دشوار مىتوان او را ، از اواخر قرن چهارم تا اواخر ششم هجرى در زمان معين قرار داد . با اين همه ، نظر به كثرت كلمات عربى در اين كتاب ، شايد بتوانيم آن