ب ( دنبالهء آيه ) - نبود مادر تو فى سامانكارى .
بىسامان ، در لهجهء مترجمان ترجمهء رسمى ، وى سامان بوده و در لهجهء مترجم پارس ، فى سامان .
فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا
( مريم / 29 ) .
الف - اشارت كرد مريم سوى عيسى . گفتند چگونه سخن گوييم واكسى كه هست اندر
ب - اشارت كرد مريم به سوى عيسى . گفتند چگونه سخون گوييم فا كسى كه هست در
الف ( دنبالهء آيه ) - گاهواره كودكى خرد .
ب ( دنبالهء آيه ) - گاهواره كودكى خورد .
در اين ترجمه ، آوردن « سخون » و « فاكسى » كه با لهجهء مترجم تناسب داشته ، و نيز باقى گذاشتن دو كلمهء عيسى ( به جاى او ) و خرد ( - خورد ) كه در متن قرآنى موجود نيست جالب توجه است .
وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا
( مريم / 31 )
الف - و كرد مرا ببركتى - يعنى معلّما للخير - هر كجا باشم و اندرز كرد مرا به نماز كردن و زكات دادن .
ب - او كرد مرا ببركتى - يعنى معلّما ( كلمه افتاده . . . ) باشم و اندرز كرد او بفرمود مرا نماز كردن ( كلمات افتاده ) .
الف ( دنبالهء آيه ) - تا مادام زنده باشم .
ب ( دنبالهء آيه ) - تا مادام من زنده باشم .
آنچه در اين ترجمه قابل توجه است ، آن است كه مترجم پارس ، حتى توضيحى را كه مترجمان ترجمهء رسمى آوردهاند ، حفظ كرده ، و دو كلمهاى را كه پس از « معلما » از متن پارس افتاده ، مىتوان - بىترديد - به قياس ترجمهء رسمى بازيافته تلقى كرد .
مىتوانيم انبوهى ترجمه از قبيل ترجمههاى بالا در اين كتاب بيابيم ، و اگر سراسر كتاب چنين بود ، ديگر آن را ترجمهاى مستقل به شمار نمىآورديم و مىپنداشتيم كه همان ترجمهء رسمى است كه توسط ناسخانى خراسانى ، و با گويشى اندكى متفاوت از گويش بخارا بازنويسى شده . آنگاه تنها فايدتى كه از اين كتاب حاصل مىشد ، آن مىبود كه چون كتاب بسيار كهن است ( قرن پنجم يا ششم هجرى ) ، مىتوانستيم