تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
ب ( دنبالهء آيه ) - نبود مادر تو فى سامان‌كارى . بىسامان ، در لهجهء مترجمان ترجمهء رسمى ، وى سامان بوده و در لهجهء مترجم پارس ، فى سامان .
فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا
( مريم / 29 ) . الف - اشارت كرد مريم سوى عيسى . گفتند چگونه سخن گوييم واكسى كه هست اندر ب - اشارت كرد مريم به سوى عيسى . گفتند چگونه سخون گوييم فا كسى كه هست در الف ( دنبالهء آيه ) - گاهواره كودكى خرد . ب ( دنبالهء آيه ) - گاهواره كودكى خورد . در اين ترجمه ، آوردن « سخون » و « فاكسى » كه با لهجهء مترجم تناسب داشته ، و نيز باقى گذاشتن دو كلمهء عيسى ( به جاى او ) و خرد ( - خورد ) كه در متن قرآنى موجود نيست جالب توجه است .
وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا
( مريم / 31 ) الف - و كرد مرا ببركتى - يعنى معلّما للخير - هر كجا باشم و اندرز كرد مرا به نماز كردن و زكات دادن . ب - او كرد مرا ببركتى - يعنى معلّما ( كلمه افتاده . . . ) باشم و اندرز كرد او بفرمود مرا نماز كردن ( كلمات افتاده ) . الف ( دنبالهء آيه ) - تا مادام زنده باشم . ب ( دنبالهء آيه ) - تا مادام من زنده باشم . آنچه در اين ترجمه قابل توجه است ، آن است كه مترجم پارس ، حتى توضيحى را كه مترجمان ترجمهء رسمى آورده‌اند ، حفظ كرده ، و دو كلمه‌اى را كه پس از « معلما » از متن پارس افتاده ، مىتوان - بىترديد - به قياس ترجمهء رسمى بازيافته تلقى كرد . مىتوانيم انبوهى ترجمه از قبيل ترجمه‌هاى بالا در اين كتاب بيابيم ، و اگر سراسر كتاب چنين بود ، ديگر آن را ترجمه‌اى مستقل به شمار نمىآورديم و مىپنداشتيم كه همان ترجمهء رسمى است كه توسط ناسخانى خراسانى ، و با گويشى اندكى متفاوت از گويش بخارا بازنويسى شده . آن‌گاه تنها فايدتى كه از اين كتاب حاصل مىشد ، آن مىبود كه چون كتاب بسيار كهن است ( قرن پنجم يا ششم هجرى ) ، مىتوانستيم