گفتار يازدهم پارس - ترجمهء قرآن موزه پارس
به كوشش دكتر على رواقى ، تهران 1350 .
اين ترجمه كه از سورهء مريم ( منهاى چند آيه از آن ) تا پايان قرآن را دربردارد ، از هرگونه تفسير تهى است و مانند بسيارى از ترجمهها ، كلماتى است كه يكبهيك زير الفاظ قرآنى نوشته شدهاند . محقق كتاب پنداشته كه ترجمه به اوايل قرن 5 ق . تعلق دارد . به گمان ما ، نمىتوان نظر قاطعى در اين باب عرضه كرد ، چنانكه خواهيم ديد .
ما بدون هيچ ترديد ، اين ترجمه را در حوزهء تأثير ترجمهء رسمى مىنهيم . همچنين در اينكه هردو ترجمه از خراسان برخاستهاند ترديد نيست ؛ آثار گويش محلى در ترجمهء پارس آشكارتر است تا در ترجمهء رسمى ، هرچند كه چون ترجمهء رسمى دستكارى شده ، از وضعيت نخستين آن تاحدى بىاطلاعايم و نمىتوانيم به آسانى آن را با آثار ديگر قياس كنيم . با اين همه جاىجاى ترجمهء رسمى ، هم از نظر گويش خراسان در كلمات معروف ، و هم از نظر واژگان با اين ترجمه شباهت بسيار دارد . بدين ترتيب متن پارس ، با تمام كتابهايى كه تاكنون بررسى كردهايم ، در محدودهء گويشى واحدى قرار مىگيرد ( مثلا : ف به جاى ب ، مانند : زبان ( زفان ؛ و به جاى ب ، مانند : باز ( و از . . . ) ،
هرچند كه در درون اين محدوده نيز ميان لهجهها اندك اختلافى هست .
از نظر واژگان نيز هيچ تفاوت فاحشى ميان اين كتاب و ترجمهء رسمى و ديگر ترجمههاى بررسى شده موجود نيست . وضعيت اين كتاب چنان است كه ما مىتوانيم