( مريم / 4 )
الف - گفت اى بار خداى من منم سست شد استخوان از من و بدرفشيد سر بپيرى و
ب - گفت اى بار خداى منم كه سست شد استخوان از من و بدرفشيد سر بپيرى و
الف ( دنبالهء آيه ) - و نبودم به خواندن تو بار خداى من رنجورى .
ب ( دنبالهء آيه ) - و بنه بودهام به خواندن تو بار خداى - رنجورى .
وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا
( مريم / 5 ) .
الف - و من مىترسم از خويشاوند خويش از پس مرگ و هست زن من نازاينده .
ب - و من مىترسم از خويشاوندان خويش از پس مرگ و هست زن من نازاينده .
الف ( دنبالهء آيه ) - بده مرا از نزديك تو دوستى و فرزندى .
ب ( دنبالهء آيه ) - بده مرا از نزديك تو ( در نسخه سياه است ) .
يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا
( مريم / 6 ) .
الف - تا ميراث گيرد از من دانشمندى و ميراث گيرد از گروه يعقوب ، و كن او را اى بار خداى من پسنديدهاى .
ب - تا ميراث گيرد از من دانشمندى و ميراث گيرد از گروه يعقوب ، و كن او را - خداى من پسنديدهاى .
يا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا
( مريم / 7 )
الف - ندا آمد كه يا زكريا : ما مژده دهيم ترا بپسرى نام او يحيى . نكرديم او را از پيش همنامى .
ب - ندا آمدى زكريا : ما مژدگان دهيم ترا بپسرى نام او يحيى . نكرديم او را از پيش همنامى .
در آغاز اين ترجمه ، احتمال تحريف هم مىرود . يعنى ممكن است به جاى « ندا آمدى » بخوانيم : ندا آمد كه .
يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا
( مريم / 28 ) .
الف - يا مانندهء هارون بعبادت ( نسخه بدل : يا خواهر هارون ) نبود پدر تو مردى بد و
ب - ( چند كلمه از متن افتاده ) نبود پدر تو مردى [ . . . ] و
الف ( دنبالهء آيه ) - نبود مادر تو وى سامانكارى .