تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
( مؤمنون / 14 ) : اى : بزرگوار خداوند و نيكو آفريننده ؛ و بعضى گفتند : اى ثابت ملك خداى ، اى جاودانه ملك خداى ؛ اى برتر از همه ملكان خداى ؛ اى نكو نگارنده‌تر از همهء نگارندگان ؛ اى نكو صورت‌كننده‌تر از همهء صورت‌گران ؛ اى تواناتر از همهء تواناان » . ( 286 ) . وى در ترجمهء
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
( طه / 5 ) نيز به همين شيوه عمل كرده و چندين ترجمه و تفسير آورده است ( ص 98 ) . در ترجمه‌هاى غير قرآنى نيز شيوهء مترجم تغيير نمىكند ؛ يعنى گاه آزادانه ترجمه مىكند و گاه به الفاظ و تركيبات عربى مقيد مىماند . در دو مثال زير ، نمونهء اول كاملا روان است و نمونهء دوم ، گرفتار نحو عربى : « عجبت لمن أيقن بالموت كيف يفرح ، عجبت لمن أيقن بالقدر كيف يحزن ، عجبت لمن أيقن بالنار كيف يضحك . . . » : « شگفت از آن كس كه داند كه مرگ حق است ، چگونه شاد باشد ؛ شگفت از آن كس كه داند كه هرچه هست و باشد بتقدير خداىست جل قدرته ، اندوهگين چرا باشد ؛ و شگفت از آنكس كه داند كه آتش دوزخ هست ، چگونه خنده برآيد او را . . . » ( 7 ) . « استوى لطفه و تدبيره » : « مستويست لطف او و تدبير او بر همهء خلقان او » ( 98 ) . در موارد جزئىتر نيز اين ترجمه به آثار پيشين شبيه است . چنان‌كه در مقايسه ميان ترجمه‌ها ملاحظه خواهد شد ، مثلا قيدهاى بيانى ( مفعول مطلق ) غالبا به شيوهء عربى است ( بر مىآغالند . . . برآغاليدنى ، 87 ؛ روزگارش دهيم روزگار دادنى ، 86 ) ؛ قيدهاى سبب و علت به « از بهر . . . را » ترجمه شده ( فتنة : از بهر فتنه را ، 172 ) ؛ تأكيدهاى قرآنى گاه اصلا ترجمه نشده ( 25 ، 26 ) ، گاه لفظ به لفظ و با اصرار به فارسى برگردانده شده :
إِنِّي أَنَا رَبُّكَ
: « منم كه ترا مىخوانم ، منم ربّ تو » ( 102 ) ؛
لَقَدْ
: « براستى و درستى » ( 10 ) ؛
كُلا
: حقا كه نه ؛ ل . . ن : هر آينه ؛ در مقابل فعل نهى غالبا از الفى در آخر فعل فارسى استفاده كرده ( ننگريا ، نكنندا ، نگويدا ) ، بارها صفت و موصوف را باهم مطابقت داده ( نك : بخش مقايسه‌ها ) ؛
إِنَّ
را تا جايى كه حرف ربط بوده ، ترجمه كرده ، اما معانى تأكيدى آن را فروگذاشته . در جمله‌هاى شرطى ، با افزودن يا ، در پايان فعل‌ها ، تقريبا قاعدهء يگانه‌اى به كار بسته است : « اگر اجابتش نكردندى ، تاريكى بر ايشان گماشتى »
تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 125 | آذرتاش آذرنوش