براى رفع اين اشكال و تنافى چند پاسخ داده شده است :
1 - در قيامت از همه نعمتها سؤال مىشود آيه شريفه هم عموم دارد لكن سؤال و پرسش از نعمتهائى از قبيل نان و آب با مقايسه با سؤال از توحيد و نبوّت و امامت به قدرى ناچيز است كه به حساب نمىآيد و روى آنها دقّت زياد نمىشود .
2 - در قيامت از آن نعمتهايى كه ضرورى زندگى به حساب مىآيد و به قدر ضرورت هم از آنها بهرهبردارى شده سؤال نمىشود و از زائد بر آن سؤال مىشود و از نعمتهاى معنوى هم مانند ولايت سؤال مىشود ، و شاهد اين مطلب رواياتى است كه يك نمونهاش ذكر مىشود :
ثلاث لا يسأل عنها : خرقة يوارى بها عورته او كسرة يسدّ بها جوعته ، او بيت يكنّه من الحرّ و البرد « 1 » . از سه چيز سؤال نمىشود قطعه پارچهاى كه عورت خود را به آن پوشانيده ، تكّه نانى كه شكم خود را به آن سير كرده و اطاقى كه خود را به وسيلهء آن از سرما و گرما حفظ كرده است .
3 - در مورد اين جمله امام : « ليس في الدّنيا نعيم حقيقى » ( در دنيا نعمت واقعى وجود ندارد ) كه با ظاهر روايات ديگر تنافى دارد اين گونه جواب دادهاند : شايد سرّش اين باشد كه چون حضرات ائمه عليهم السّلام ديدند اهل تسنّن با ارائه رواياتى كه نعيم را به آب و نان و امثال آن تفسير مىكند در تفسير آيه گرفتار تحريف شده و از توحيد و نبوّت و امامت و محبّت اهل بيت كه مهمترين نعمتهاى حقيقى هستند سخن به ميان نمىآورند از اينرو براى جلوگيرى از انحراف در تفسير اين سخن را گفتند : اينكه شما مىگوييد مقصود از نعيم آب و نان است و از آن سؤال مىشود اينطور نيست چرا آنچه را كه بايد بگوييد نمىگوييد اگر بناست براى نعمت نمونهاى ذكر شود بايد آنچه از همه مهمتر است ياد شود نه نان و آب و مسكن .
پس اين كلام امام عليه السّلام : « ليس في الدّنيا نعيم حقيقى » بدان معنى نيست كه نعمتهاى دنيوى نعمت نيستند و از آنها سؤال نمىشود بلكه بدان معنى است كه در مقايسه با
هامش
( 1 ) - بحار ، 7 / 258 .