* اگر آيه از متشابهات است با ارجاع به محكمات و يا راهى ديگر تفسير شود
* تأويل و باطن آيه با تفسير و معناى ظاهرى خلط نشود
* براى تفسير آيه به قرائن عقلى ، نقلى و ساير آيات توجه باشد
* براى تفسير آيه از آيات ديگر در صورت امكان استفاده شود
* در آيات الاحكام توجه به مسائل فقهى و روايات فقه باشد
* در تفسير آيه از نظرات مفسّران معاصر و قبلىها استفاده شود
اينها و برخى نكات ديگر جهاتى است كه در تفسير اجتهادى كامل بايد به آنها توجه شود و همه مورد بحث قرار گيرد و در همه اين موارد آنچه مورد استفاده قرار مىگيرد مستند باشد .
همه تفسيرهايى كه از سده چهارم تا چهاردهم نگاشته شده - جز معدودى كه تفسير روايى يا تفسير باطنى است - اجتهادى است اما غالبا شامل همه ابعاد و جهات نيست بلكه گاهى مفسّر به جنبههاى ادبى ، و گاهى به جنبههاى روائى و گاهى به بيان تأويلها و غيره گرايش بيشتر داشته و به عبارت ديگر برخى جهات پررنگ و برخى كمرنگ ارائه شده است
و اينكه روش تفسير به رأى در اين گروهبندى روشها نيامد بخاطر آن است كه تفسير به رأى را نبايد از اقسام روشهاى صحيح و سودمند تفسير بشمار آوريم .
در برخى از كتابها روشهاى تفسير به عقلى ، نقلى ، ادبى ، لغوى ، بلاغى ، بيانى ، تحليلى ، ارشادى ، مقارن ، اجتماعى ، اخلاقى ، كلامى ، اشارى ، رمزى ، باطنى ، فلسفى ، تاريخى ، فقهى و غيره تقسيم شده است اما با دقت در تفاسير موجود معلوم است كه همه اينها در همان سه روش كه قبلا ياد شد درج است .
اكنون با توجه به روشهاى ياد شده ، از هر سده تا سده دهم برخى از تفسيرهاى شيعه را با اشاره به روشى كه در آن به كار برده شده است ياد مىكنيم :
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: رضا استادى
ص٣٥٢