انفاق اعم از مال است . شامل انفاق اعضاء و جوارح و حواس باطنى هم مىشود . بايد هستى خود را در راه خداشناسى خرج كنيد . از ظاهر آيه استفاده نمىشود كه عقل و چشم و قواى باطنىات را به كار ببر و انفاق كن تا خدا را بشناسى . اين نمىتواند ترجمه و استظهار از آيه باشد . بله درست است كه همانگونه كه پول نعمت است ، عقل و چشم و . . . نعمت است . امّا آيا اين را مىگويد ؟
به ذهن مىآيد اين همان سخن ملا محسن فيض رحمه اللّه است كه قبلا ياد شد ولى در دائرهء وسيعترى ، مرحوم فيض رحمه اللّه مىفرمود ما گرفتار لفظ نيستيم . الفاظ داراى روح و قالب هستند و ما معنى اعم كلمه را مىگيريم . و ملاصدرا رحمه اللّه از اين هم وسيعتر گرفته است .
نمونهء ديگر ( ص 194 ) :
مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً . . .
قرىء فيضعفه . . . و قد شبه تعالى الانفاق في سبيله بالقرض الحسن فيضاعفه له أي يؤتيه اللّه . . . بعد در ذيل عنوان « مكاشفة » مىگويد : القرض الحسن عند اهل اللّه و العرفاء أن ينفق الإنسان في طريق معرفة اللّه و سبيل ملكوته و التفكّر في آيات جبروته مواده الدماغيّة و أرواحه النفسانيّة . . .
اين سخن خوبى است كه انسان علاوه بر پول ، چشم و عقل و . . . را به خدا قرض دهد .
ولى معلوم نيست آيه اين را بفرمايد . آيه قرض مالى را مىگويد : يعنى صدقه كه قرض الحسنه است .
سبك تفسيرى او را چنين مىتوان گفت كه : از نظر تفسير ، مثل ساير تفاسير است و بعد هم در ذيل عنوانهايى از قبيل « مكاشفه » و « مشكاة فيه مصباح » مطالب عرفانى و فلسفى دارد .
ملاصدرا به تفسير غرائب القرآن نيشابورى هم خيلى توجّه داشته و گاهى عباراتى را از آن نقل مىكند .
امتياز و سبكش همين است كه بعد از تمام شدن تفسير آيه به طور معمول ، مطالبى عرفانى هم نقل مىكند .
اشكالى كه مىگيرند اينكه اين مطالب مستفاد از آيات نيست .