تفاسير روايى اهل تسنّن
سنّىها هم كتابهاى تفسير روايى دارند كه به سه تاى آن اشاره مىكنيم :
1 - « تفسير طبرى » - متوفى 309 - 301 ، تفسير مفصّلى است در 30 جلد ، روايات را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و صحابه نقل مىكند .
2 - « تفسير ابن كثير » - ابو الفداء اسماعيل - متوفاى 774 .
3 - « تفسير درّ المنثور » از سيوطى متوفاى 910 يا 911 با توجه به رواياتى كه در تفاسير قبلى نوشته شده بود ، تنظيم كرده است و از تمام آنها أجمع است .
بين ما شيعيان ، « در المنثور » به عنوان تفسير روايى اهل تسنّن مشهور است و علامه طباطبايى همه در الميزان روايات عامّه از « در المنثور » نقل مىكند .
سخن آخر اينكه كارهاى انجام شده در روايات تفسير كامل نيست . به تمام اينها كه مراجعه شود نمىتوانيم بگوييم كه تمام روايات هر آيه ديده شده است . لذا بعضى از علماء و محقّقان معاصر به اين فكر افتادهاند كه تمام كتب اخبار و جوامع روايى را ببينند و روايات تفسيرى را فيش كنند و تفسير روايى جامعى تدوين نمايند وفقهم اللّه تعالى لهذه الخدمة .
پاسخ به يك سؤال
سؤال : چرا بزرگان قدماء امثال سيّد مرتضى رحمه اللّه ، شيخ طوسى رحمه اللّه و طبرسى رحمه اللّه در تفسيرشان از روايات ائمه عليهم السّلام كم استفاده كردهاند .
جواب : علماء بزرگ ما . قبل از دوران علامه مجلسى - در عين اينكه به روايات توجه داشتند ، امّا سعى مىكردند روايات ضعيف را ننويسند ، و چون روايات صحيح السند