تفاسير ما آن طور كه بايد و شايد به روايات نپرداختهاند . بهترين تفسير ما مجمع البيان است كه گفتيم روايت كم دارد . و همچنين تفسير تبيان شيخ طوسى رحمه اللّه ، تفسير ابو الفتوح رازى ، منهج الصادقين ، جلاء الأذهان و مانند آنها . اين باعث مىشود كه علماء آن دوره به اين فكر بيافتند كه كتابهايى تدوين كنند كه تفسير روايى باشد و كل روايات تفسيرى را در ذيل آيات بياورند . يا تفسيرشان با توجّه به روايات باشد . از آن زمان به بعد تفسيرهايى تدوين شده كه اين خلاء را پر كند . مانند :
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: رضا استادى
ص١٤٦