تفسيرهاى گذشته يافت نمىشود ؛ « 1 » به همين دليل براى تحقيق در داستان انبياء از بهترين منابع به شمار مىآيد . افزون بر آن ، كتب عهدين را هم با قرآن مقايسه نموده و موارد تحريفى آنها را مشخص مىكند .
روايات در الميزان
علّامه طباطبائى با استفاده از روش تفسير آيه به آيه تكليف روايات را هم روشن كرده است . اگر روايتى با تفسير ارائه شده از آيات هماهنگ باشد ، آن را مىپذيرد ؛ ولى رواياتى را كه با آيه يا مضمون آيات سازگار نبوده ، يا ذكر نكرده يا اگر قابل توجيه بوده ، توجيه كرده و يا اگر نادرستىاش روشن بوده ، آن را نقل و ردّ كرده است ؛
مثلا راجع به ازدواج فرزندان آدم عليه السلام با يكديگر ، روايات دو گونه است : يك دسته از احاديث بيان مىكنند كه آنان با هم ازدواج كردهاند ، و دستهء ديگر اين كار را زشت شمردهاند . روايات در اين مورد متناقض است ؛ ولى ايشان به كمك آيات ديگر تكليف اين روايات را هم روشن مىكند و مىفرمايد از ظاهر آيات استفاده مىشود نسل كنونى بشر به اين دو نفر ( آدم و حوا ) منتهى مىشود و سومى در كار نبوده ، و اين يك حكم تشريعى است كه ممكن است در يك دوره حرام باشد و يك دوره حرام نباشد .
شايد برخى كلام ايشان را نپذيرند ؛ ولى منظور اين است كه هنگام تعارض روايات بايد احاديث معارض را بر قرآن عرضه كرد و دستهاى را پذيرفت كه با ظاهر قرآن مىسازد . ايشان در واقع به گفته معصومان عليهم السلام عمل كردهاند ؛ چه اينكه آنان فرمودهاند : اگر روايات ما موافق قرآن بود ، اخذ كنيد و اگر مخالف كتاب خدا بود ، كنار بگذاريد .
هامش
( 1 ) . البته كتابهايى دربارهء قصص قرآن نوشته شده كه احيانا در آنها كار تحقيقى نيز صورت گرفته است .