3 . كمك گرفتن از آيات ديگر براى توضيح معنا و تبيين مقصود آيه ؛
4 . استعانت از قرآن ( آيات ديگر ) در تعيين معناى اصطلاحى خاص كه در تعدادى آيات آمده ؛ مانند تبيين معناى دعا ، استجابت ، توبه ، توحيد ، رزق ، عبادت ، جهاد و . . .
اين قسم در واقع به نوعى همان تفسير موضوعى است كه توضيحش خواهد آمد . « 1 »
ب ) روش روايى : علامه رحمه اللّه در الميزان پس از تفسير بسيارى از آيات ، بحثى به نام « بحث روايى » مطرح مىسازد و اين توجه وى به روايات را مىرساند . نگاه ايشان به روايات يك نگاه تحليلى است ، نه نقلى محض ؛
ج ) روش اجتهادى : مىتوان گفت اين تفسير به علت استدلال از ادله مختلف قرآنى ، روايى ، عقلى و حتى مباحث لغوى ، ادبى و بيانى ، يكى از بهترين تفاسير در روش اجتهادى است .
همچنين اين تفسير از گرايش فلسفى ، اجتماعى ، علمى ، عرفانى و كلامى نيز استفاده برده است .
تفسير موضوعى در الميزان
يكى از ويژگيهاى تفسير الميزان اين است كه با استفاده از آيات مختلف ، يك سلسله از موضوعات را تحقيق كرده كه اين هم يك نوع تفسير قرآن به قرآن است و هم تفسير موضوعى به حساب مىآيد ؛ مثلا كل آيات احباط ، شفاعت يا كفر و ايمان را جمع كرده و به نتيجهاى مشخص مىرسد . معناى يكى از مصداقهاى تفسير موضوعى ، قصص قرآن است . از امتيازات مهم الميزان پرداختن موضوعى به قصص قرآن است . در قرآن نام 26 نبى آمده ؛ امتياز الميزان اين است كه مثلا آياتى را كه دربارهء داستان حضرت موسى عليه السلام وارد شده ، از جاهاى مختلف قرآن با ساختار نظاممند جمع ، تفسير و نتيجهگيرى كرده است ؛ در حالى كه چنين ويژگى در
هامش
( 1 ) . ر . ك : على اوسى ، روش علامه طباطبائى در الميزان ، ص 275 .