دربارهء انديشهها و اعتقادات وى ديدگاههاى گوناگونى وجود دارد . در فقه پيرو مذهب مالكى است و خود عقايد خاصى دارد . در هر صورت در روزگار خود بزرگ متصوفه به شمار مىرفت و مريدانى داشت كه به شدت به او عشق مىورزيدند تا حدى كه وى را به « شيخ اكبر » و « عارف باللّه » لقب دادهاند .
ايشان در كتب مختلف خود به تفسير آيات پرداخته است ؛ اما دربارهء اينكه در تفسير آيات كتاب مستقلى داشته است يا خير ، بايد گفت : ابن عربى در چند كتاب خود از جمله فتوحات مكيه از تفسير الاجمال و التفصيل في معرفة معانى التنزيل كه تأليف خودش باشد ، نام مىبرد و مطالبى را به آن ارجاع مىدهد و نيز از تفسير ديگرى به نام ايجاز البيان في الترجمه عن القرآن نام مىبرد . تفاسير ديگرى كه به وى نسبت دادهاند « 1 » عبارتند از : رحمة من الرحمن في تفسير و اشارات القرآن و تفسير القرآن الكريم ( در دو جلد ) كه در مجموع چهار تفسير مىشود .
وى در برابر اهل بيت عليهم السلام بسيار متواضع است و فضايل فراوانى از آنان نقل مىكند .
تفسير ايشان با گرايش عرفانى نوشته شده و اگرچه نكات مثبت فراوان در آن يافت مىشود و قابل استفاده است ، در مواقعى نكاتى بيان مىكند كه هيچ دليلى از كتاب ، سنت و لغت بر آن وجود ندارد . او « هارون » ( در داستان حضرت موسى عليه السلام ) در آيه شريفه
وَ أَخِي هارُونُ . . .
« 2 » را به معناى عقل ، و « دخل المدينه » را به مدينهء بدن تفسير كرده . « هذا من شيعته » را به عقل و
وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ . . .
« 3 » را به معناى هواى نفس ( كه از جمله پيروان شيطان و هم است ) دانسته و « فرعون » را نفس اماره معرفى مىكند ؛ « 4 »
2 . از جمله تفاسير ديگر العرائس في التأويل از روزبهان بقلى ( متوفاى 606 ق )
هامش
( 1 ) . ر . ك : محمد هادى معرفت ، التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب ، ج 2 ، ص 569 .
( 2 ) . قصص ، 43
( 3 ) . قصص ، 15
( 4 ) . تفسير القرآن الكريم ابن عربى ، ج 2 ، ص 220 ، 229