اين تفسير از تفاسير روايى اهل سنت ، تأليف ابو زيد عبد الرحمن مخلوف ثعالبى است . ايشان مهاجرتها و مسافرتهاى زيادى براى به دستآوردن احاديث كرده و در زمان خود به « حديث شناس » معروف بوده است . « 1 »
مهمترين منبع ثعالبى تفسير المحرر الوجيز از ابن عطيه است و به قول خودش از تفاسير ديگر ، از جمله تفسير ابو حيان اندلسى البحر المحيط سود جسته . همچنين از روايات صحاح و سنن سته و نيز از تذكرة قرطبى و مصابيح بغوى استفاده كرده است .
مقدمه آن دربارهء فضل القرآن ، فضيلت تفسير و اعراب قرآن ، نهى از تفسير به رأى ، مراتب مفسران ، واژگان دخيل در قرآن ، نامهاى قرآن ، مفهوم سوره و آيه ، استعاذه و بسمله است .
روش ايشان در تفسير ، اتكا به روايات صحابه و تابعان مىباشد كه به طور گسترده از آنان نقل مىكند ؛ اما هرچه به پايان تفسير نزديك مىشود ، بيشتر به توضيحى در مورد آيه اكتفا كرده و اقوال را نام نمىبرد . اين تفسير خالى از استدلال است . شيوهء عملى مفسر بدين صورت است كه در آغاز به قرائت ، گاهى به مسائل ادبى و سپس روايات را نقل مىكند . در اين تفسير احاديث بدون سند نقل شده ؛ از اين رو اسرائيليات در آن يافت مىشود .
او از متعصّبان اهل سنت است . در مباحث اعتقادى و مذهبى تعصب زياد به خرج داده و از نقل فضايل اهل بيت عليهم السلام كوتاهى مىكند . تنها در ذيل آيه 55 مائده
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ . . .
خاتم بخشى على عليه السلام را ياد آور مىشود . « 2 » در آيه مباهله
فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا . . .
هيچ اشارهاى به اهل بيت عليهم السلام نمىكند .
هامش
( 1 ) . ر . ك : محمد حسين ذهبى ، التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 258 .
( 2 ) . الجواهر الحسان ، ج 1 ، ص 438