چكيده
1 . تفسير در لغت به معناى كشف ، پرده بردارى و روشن كردن است و در اصطلاح ، علمى است كه مفاهيم الفاظ و كلام خداوند متعال را روشن مىسازد ؛
2 . ترجمه ، قرائت ، تدبّر ، توضيح الفاظ روشن و تبيين الفاظ غير قرآنى را تفسير نمىگويند ؛
3 . تاريخ تفسير به شرح وقايع و سرگذشت تفاسير قرآن و مفسران از عصر رسالت تاكنون مىپردازد ؛
4 . با بررسى تاريخ تفسير ، اهتمام دانشمندان اسلامى به قرآن كريم و خلأهاى سير تدوين تفاسير روشن مىشود . از طرف ديگر شناخت تفاسير ، روشها و انگيزههاى گوناگون در تفسير ، اعجاز علمى قرآن ، شناخت عقايد و مذاهب مختلف و رسيدن به جزئيات احكام ميسور مىگردد ؛
5 . پيشينيان كتاب مستقلى در زمينه تاريخ تفسير ننوشتهاند ؛ ولى به طور پراكنده در مقدمه برخى از تفاسير ( مانند تفسير تبيان شيخ طوسى و . . . ) و كتابهاى فهرست نويسى و رجال ( مانند رجال شيخ طوسى و الفهرست ابن نديم ) به اين موضوع پرداخته شده است . مىتوان به كتابهاى طبقات مفسران ( مانند طبقات مفسرين سيوطى ، ادنه وى و داووى و طبقات مفسران شيعه عقيقى بخشايشى ) نيز اشاره كرد . نخستين كتاب با عنوان تاريخ التفسير را قاسم القيسى ( متوفاى 1964 م ) به رشته تحرير در آورده است ؛
6 . دربارهء نخستين مدون تفسير ، اختلاف نظر است : برخى ابن عباس و بعضى مجاهدين جبر ؛ عدهاى سعيد بن جبير و برخى ديگر فرّا ، عكرمه يا ابن جريح را نخستين مدون تفسير مىدانند . به نظر مىرسد كه اگر فرّاء نحوى را نخستين مدوّن تفسير بدانيم ، صحيحتر باشد .