مىدهد ؛ با اين توجيه كه با وجود سه جزء بزرگ از تفسير قرآن كريم و توجه و نيازهاى شديد مردم به آيات قرآن در احكام و مسائل ديگر ، مىتوان گفت كه پيش از فرّاء كسانى بودهاند كه به تفسير به طور كامل پرداخته باشند ؛ اما در پايان بحث ، از اين ديدگاه عدول كرده مىنويسد : ما نمىتوانيم با اطمينان ، شخص معينى را اولين مدون بدانيم . اگر تمام كتابهاى تفسير از آغاز عهد تدوين در دسترس ما بود ، مىتوانستيم نخستين مدون تفسير را تعيين كنيم . « 1 »
هامش
( 1 ) . همان