مبالغه آميز مدعى است كه همه مردم ، معانى تك واژهها و جملههاى قرآن را به خوبى درك مىكردند ؛ « 1 » چرا كه نزول قرآن به زبان عربى و مطابق فهم عرفى اقتضاى اين را ندارد كه تمام عرب نيز آن را بدانند . فهم معانى آيات الاهى تنها با دانستن لغت و زبان ممكن نيست ؛ بلكه در بسيارى از موارد به ادراك عقلى « 2 » و استدلال به صورت قياس منطقى نياز دارد ( مانند استدلال به آيه شريفه
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
« 3 » و نيز مانند برهان افول در استدلال حضرت ابراهيم عليه السلام :
لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ
. « 4 »
در بسيارى از موارد كه قرآن كريم درباره احكام سخن مىگويد ، به كليات بسنده كرده و جزئيات را بيان ننموده است . قرآن مىفرمايد :
أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ
« 5 » نماز را هنگام زوال بپاى دار . مفهوم شرعى « صلاة » چيست ؟ و تعداد ركعات و اجزا و شرايط آن چگونه است ؟ در قرآن اين جزئيات نيامده . همچنين در مسئله حج ، زكات و . . . نيز به جزئيات اشاره نشده است .
روشن است كه اين موارد به توضيح و تفسير نياز دارد و اين مهم بر عهدهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىباشد . امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
انّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نزلت عليه الصلاة و لم يسم اللّه لهم ثلاثا و لا اربعا حتى كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و هو الذى فسرّ لهم ذلك . . . ؛ « 6 » نماز بر پيامبر نازل شد ؛ اما خداوند بيان نكرد ، سه ركعت يا چهار ركعت است ، و اين رسول خدا بود كه براى مردم ركعات نماز را تفسير نمود .
افزون بر آن ، قرآن كريم مثلها ، كنايات و استعاراتى دارد ؛ آياتى مانند :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ . . .
؛ « 7 » خداوند نور آسمانها و زمين است . مثل
هامش
( 1 ) . ايشان مىنويسد : « فاعلم ان القرآن نزل بلغة العرب و على اساليب بلاغتهم فكانوا كلّهم يفهمونه » .
ر . ك : ابن خلدون ، مقدّمه ابن خلدون ، ص 279 .
( 2 ) . احمد امين ، فجر الاسلام ، ص 196
( 3 ) . انبياء ، 22
( 4 ) . انعام ، 76
( 5 ) اسراء ، 78
( 6 ) كلينى ، اصول كافى ، ج 1 ، ص 286
( 7 ) نور ، 35