تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تاريخ تفسير و مفسران ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
شيوه عملى وى به گونه‌اى است كه تا حد ممكن مقاصد خود را به صورت مسائل و سپس مسأله مسأله مطرح مىكند ؛ خود بر مطلبى اشكال مىكند و جواب خويش را مىدهد ؛ اما بر جواب نيز اشكال مىگيرد . دربارهء وى گفته‌اند : « يورد الشبهة نقدا و يحلّها نسيئة » ؛ « 1 » اعتراضات و ايراد شبهه از جانب فخر ، نقد و پاسخهاى او نسيه است . ايشان در ايراد شبهه بسيار قوى بوده ؛ به همين جهت او را « امام المشككين » نام نهاده‌اند ، علت آن هم غور در مباحث عقلى ، از جمله فلسفه و كلام بوده است . وى شرحى بر اشارات ابن سينا دارد كه غالبا آن را نقد كرده است . خواجه نصير الدين طوسى ( متوفاى 672 ق ) در شرح اشارات بسيارى از اشكالات فخر رازى را پاسخ داده است . همچنين فخر رازى كتابى به نام المحصل دارد كه خواجه آن را نقد كرده و كتابش را نقد المحصل ناميده است . از فخر رازى نقل شده كه در اواخر عمر گفته است : « يا ليتنى لم اشتغل بعلم الكلام » ؛ « 2 » اى كاش مشغول علم كلام نمىشدم . و در جاى ديگر ايشان غور در مباحث فلسفى و عقلى محض را بىفايده و بهترين راهها را بهره‌ورى از قرآن مىداند . « 3 » دربارهء ارزشيابى اين تفسير نيز ، اختلاف نظر وجود دارد . برخى از مخالفان فلسفه و كلام مانند ابن تيميه ( متوفاى 728 ق ) گفته‌اند در اين تفسير همه چيز هست ، مگر تفسير . در مقابل ، برخى از ستايشگران فخر رازى مانند صلاح الدين صفدى ( متوفاى 764 ق ) گفته‌اند : « فيه كل الشى حتى التفسير » ؛ « 4 » در آن همه چيز هست حتى تفسير . علت اينكه تفسير مورد مذمت برخى قرار گرفته ، تفصيل زياد و طولانى شدن
هامش
( 1 ) . قمى ، هدية الاحباب ، ص 229 ؛ ر . ك : محمد حسين ذهبى ، التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 302 . ( 2 ) . رضا استادى ، آشنايى با تفاسير قرآن مجيد و مفسران ، ص 223 ( 3 ) . سبكى ، طبقات الشافعيه ، ج 8 ، ص 91 ، به نقل از : حلبى ، مقدمه ترجمه تفسير كبير ، ج 1 ، ص 38 . ( 4 ) . صفدى ، الوافى بالوفيات ص 248 ، 249 به نقل از : حلبى ، مقدمه ترجمه تفسير كبير ، ج 1 ، ص 36 .