در بحث قصص و اسرائيليات رواياتى را كه از اهل كتاب نقل شده ( مانند كعب الاحبار و وهب بن منبّه ) بدون بررسى و دقت در سند آنها و با وجود ضعف و تناقضشان با عقل و نقل قطعى نقل كرده است ؛ از جمله آنها مىتوان به قصهء هاروت و ماروت و تنافى آن با عصمت فرشتگان اشاره كرد . « 1 »
اين تفسير مورد توجه اهل ادب فارسى و علاقهمندان به تفاسير فارسى قرار گرفته و برخى گزيده آن را به رشته تحرير در آوردهاند ؛ از جمله مىتوان به گزيده تفسير كشف الاسرار و عدة الابرار از دكتر رضا انزافى نژاد و تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد از حبيب اللّه آموزگار اشاره كرد كه در واقع تلخيص كشف الاسرار در دو بخش و يك جلد است . جناب آقاى محمد جواد شريعت نيز براى تفسير كشف الاسرار فهرست كاملى تهيه كرده كه قابل تقدير است .
مؤلف در نوبت اول از آيه 87 سوره حجر مىنويسد :
قوله تعالى :
وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي . . .
تو را داديم سبع مثانى ،
وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ
و قرآن بزرگوار . « 2 »
بعد از توضيح آيات ديگر در نوبت دوم مىنويسد :
قوله تعالى :
وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي . . .
در سبع مثانى پنج قول گفتهاند و مشهورتر و معروفتر آن است كه سورهء فاتحة الكتاب است ، و علماى تفسير و ائمه سلف بيشتر بر ايناند و دليل بر اين خبر مصطفى صلّى اللّه عليه و آله است قال رسول اللّه : « الحمد للّه سبع آيات احديهنّ بسم اللّه الرحمن الرحيم و هى السبع المثانى و هى فاتحة الكتاب و هى امّ القرآن . . . »
در ادامه مىگويد :
اين سورهء فاتحه را سبع مثانى بدان خواندند كه در هر نمازى و هر ركعتى به خواندن وى باز گردند . . . .
سپس چهار قول ديگر را مفصل نقل مىكند . « 3 » در نوبت سوم مىگويد :
هامش
( 1 ) . كشف الاسرار ، ج 1 ، ص 295
( 2 ) . همان ، ج 5 ، ص 335
( 3 ) . همان ، ص 337