رويكرد اساسى زمخشرى در آيات قرآن ، رويكردى بيانى و ادبى است و با همين شيوه مباحث كلامى را مطرح مىكند . وى مدعى است اگر كسى به علم معانى بيان آگاه نباشد ، نبايد وارد تفسير قرآن شود . ايشان مىنويسد : اگرچه فقيه ، متكلم ، واعظ ، نحوى و لغوى هر يك در رشته خود بر تمام دانشمندان زمان خويش برترى داشته باشند ، هيچ كدام شيوه فهم دقيق و صحيح را ندارند و به حقايق دست نمىيابند ؛ مگر اينكه در دو علم كه مختص قرآن است . تخصص پيدا كند ، و آن علم معانى و بيان است .
تفسير كشاف مورد ستايش بسيارى از دانشمندان قرار گرفته است . سيوطى مىنويسد : گروهى از اصحاب با دقت در علوم بلاغت وجوه اعجاز قرآن را درك مىكنند كه صاحب كشاف پادشاه اين شيوه است ؛ به همين جهت كتابش مشرق و مغرب را پر كرده است . « 1 »
مرحوم طبرسى هم عصر زمخشرى بوده است ؛ اما هنگام ملاحظه كشاف آن را پسنديده و تصميم مىگيرد آن را خلاصه كند و ديدگاههاى شيعه را نيز در آن بياورد ؛ به همين دليل جوامع الجامع را مىنويسد . دانشمندان زيادى از كشاف استفاده نموده و حتى آن را متن تفسير خود قراردادهاند ؛ از جمله آنها بيضاوى و فخر رازى است .
افزون بر آن ، حدود چهل نفر از شيعه و سنى بر آن حاشيه زدهاند كه خود دليل بر اهميت اين كتاب است .
امتيازات
اين تفسير در مقايسه با ساير تفاسير ، داراى امتيازات فراوانى است كه برخى از آنها عبارتند از :
هامش
( 1 ) . طبقات المفسرين ، ص 105