تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تاريخ تفسير و مفسران ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
و الجواب عن مطاعن الملحدين فيه و انواع المبطلين كالمجبّره و المشبّهه و غيرهم و ذكر ما يختص اصحابنا من الاستدلال بمواضع كثيرة منه على صحة مذاهبهم . . . ؛ « 1 » پاسخ به طعنهاى مخالفان و گروههايى با انديشه باطل مانند جبرگرايان و مشبهه ( از اهداف اين كتاب است و نيز آن علماى شيعه بر صحت مذهبشان استدلال كرده‌اند ) . در ذيل آيه
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ . . .
« 2 » مىنويسد : « اى شهد عليها بانها لا تقبل الحق » ؛ خداوند گواهى مىدهد كه قلبهاى كافران حق را نمىپذيرند . در ادامه مىفرمايد :
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ . . .
يا « طبع اللّه عليها » اين‌گونه نيست كه خداوند بين آنها و بين ايمان مانع شود ؛ چرا كه صم و بكم و عمى بودن آنها با فرض صحيح بودن حواس آنهاست ؛ ولى خداوند خبر مىدهد كه اينها كفر را بر گزيده‌اند و پذيرش حق و ايمان براى آنها بسيار سنگين است . « 3 » همچنين در ذيل آيه
. . . كَذلِكَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ
« 4 » مىنويسد : و ليس المراد بالطبع المنع من الايمان لانّ مع المنع من الايمان لا يحسن تكليف الايمان ؛ « 5 » معناى طبع و مهر الهى بر قلبهاى كافران اين نيست كه آنها را منع از ايمان كند ؛ زيرا در صورتى كه خداوند از ايمان منع كند ، تكليف كردن مردم صحيح نيست و امرى صحيح است . وى از امامت به خوبى دفاع نموده است و امامت على عليه السلام را با ادله فراوان قرآنى به اثبات مىرساند . در ذيل آيه شريفه
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا . . .
مىنويسد : « و اعلم ان هذه الآية من الادلة الواضحة على امامة امير المؤمنين عليه السلام بعد النبى صلّى اللّه عليه و آله بلا فصل » سپس با ادله مختلفى به اثبات آن مىپردازد كه « ولى » به معناى « اولى » و « احق » است و اين متبادر لفظى است . افزون بر آن ، كلام عرب و اشعار فراوان و حتى آيات قرآن بر آن دلالت دارد و نيز به ادله مختلف به اثبات رسيده كه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 4 ( 2 ) . بقره ، 7 ( 3 ) . تبيان ، ج 1 ، ص 64 ( 4 ) . يونس ، 74 ( 5 ) . تبيان ، ج 5 ، ص 412