صحاح سته در همين دوره تدوين شد و تفسير طبرى كه گستردهترين كار تفسيرى در آن عصر بود ، نگاشته شد .
برخى از مهمترين عواملى كه باعث پيشرفت علوم اسلامى در اين دوره شد ، به طور خلاصه عبارتند از :
1 . درگيريهاى سياسى و اجتماعى در اين عصر تا حد زيادى فروكش كرده بود ؛ 2 . مذهب شيعه در تمام نقاط جهان اسلام نفوذ كرده و بسيارى از حاكمان وقت ، شيعه و علاقهمند به علم و دانش بودهاند - جز در ناحيه شرق كه خوارزميها حكومت مىكردند - ؛ از جمله : حكومت فاطميون در شمال آفريقا ( مصر ، تونس ، مراكش و حتى قسمتى از سوريه ، لبنان و يمن ) ، « 1 » حكومت حمدانيان در شمال بين النهرين و حلب ، « 2 » حكومت ديالمه و آل بويه در عراق و فارس ، « 3 » بويژه وقتى كه « معزّ الدولة ديلمى » ( متوفاى 352 ق ) در سال 334 ق وارد بغداد شد و به حكومت تركان خاتمه داد . اين حكومتها نوعا طرفداران اهل بيت عليه السلام و دوستداران علم و دانش بودهاند ؛
3 . در اين عصر كتابخانهها و مراكز علمى تأسيس شد . فاطميون در مصر دانشگاهى به نام « الازهر » تأسيس كردند . در طرابلس مركزى به نام « دار العلم » بنا شد و با روى كار آمدن آل بويه و ديالمه كه عموما شيعه مذهب بوده و احترام خلفا را نيز حفظ مىكردند ، شهرهاى بزرگى مانند نيشابور ، بخارا ، شيراز ، اصفهان ، همدان ، طبرستان و . . . هر يك مركزى از مراكز علم و مجمعى از مجامع علمى و ادبى گرديد .
افزون بر آن ، وجود عالمان زيادى مانند زكرياى رازى ( متوفاى 320 ق ) ، ابو فراس همدانى ( متوفاى 357 ق ) ، صاحب بن عبّاد ( متوفاى 385 ق ) ، ابو الفرج اصفهانى ( متوفاى 356 ق ) و . . . به درخشش علوم در اين عصر كمك فراوان كرد ؛
هامش
( 1 ) . على اكبر حسنى ، تاريخ تحليلى و سياسى اسلام ، ج 2 ، ص 369 ، 387 .
( 2 ) . همان ، ص 418 .
( 3 ) . همان ، ص 413 .