تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تاريخ تفسير و مفسران ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
الف ) اضافه رأى به ضمير « ه » ( برأيه ) در روايات ؛ استقلال ، استبداد و خودسرى در رأى را مىفهماند كه مفسر بدون استمداد از آيات ديگر قرآن ، تنها بر فهم كلام عربى تكيه كند و مستقلا رأى دهد ؛ ب ) مفسر مانند كلام ساير مردم به تفسير و فهم آيات قرآن بپردازد و كلام خدا را با سخن مردم مقايسه كند . اين در حالى است كه كلام خدا با كلام بشر متفاوت است ؛ زيرا الفاظش در عين اينكه از هم جدا هستند ، به يكديگر متصل نيز مىباشند ( برخى آيات ، برخى ديگر را تفسير مىكند ) . به عبارت ديگر ، نهى از شيوهء برداشت است ؛ يعنى نبايد از قرآن مانند كلام معمولى مردم برداشت كنيم ؛ هر چند اين‌گونه برداشت از قرآن گاهى ما را به مقصد برساند و گفتار حق را به ما نشان دهد ؛ اما چون شيوه صحيحى نيست ، اين تفسير مورد مذمت و نكوهش قرار گرفته . گواه بر اين معنا ، روايتى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من تكلّم في القرآن برأيه فاصاب الحق فقد اخطأ ؛ « 1 » كسى كه با رأى خودش دربارهء قرآن و تفسير آيات آن سخن بگويد ، خطا كرده است ؛ هر چند كه آن رأى حق باشد . 3 . يكى ديگر از معانى تفسير به رأى اين است كه مفهوم جمله‌اى را چنان كه قواعد ادبى و لغت اقتضا مىكند ، بپذيريم ؛ ولى در تطبيق آن بر مصاديق مرتكب تحريف شويم و چيزى را كه مصداق آن نيست ، بر طبق سليقه شخصى خود نمونه‌اى از آن معرفى كنيم . « 2 » ديدگاههاى ديگرى نيز در اين زمينه وجود دارد كه جهت اطلاع بيشتر مىتوان به منابع آن رجوع كرد . « 3 »
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 3 ، ص 76 ، 77 ( 2 ) . ناصر مكارم شيرازى ، جزوهء تفسير به رأى ، ص 26 ( 3 ) . ر . ك : جلال الدين سيوطى ، الاتقان في علوم القرآن ، ج 4 ، ص 482 ؛ عميد زنجانى ، مبانى و روشهاى تفسيرى ، ص 228 ؛ حسين علوى مهر ، روشها و گرايشهاى تفسيرى ، ص 175 .