همان مطلبى را كه ما بيان كرديم ، يعنى ارجاع متشابهات به محكمات استفاده مىشود و تشابه در متشابهات قابل رفع است ؛ چرا كه محكمات مىتوانند متشابهات را تفسير كنند . « 1 »
راه ديگر براى فهم متشابهات : قرآن كريم براى فهم متشابهات اصل ديگرى را مطرح مىكند و مىفرمايد تأويل و علم به متشابهات ، نزد راسخان در علم است . « 2 » در روايات فراوانى ، ائمه عليهم السلام خود را راسخان در علم معرفى كردهاند .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد : ائمه اطهار عليهم السلام راسخان در علمند و تأويل قرآن را مىدانند . « 3 » در روايت ديگرى آن حضرت فرمود :
الراسخون في العلم امير المؤمنين و الائمه من ولده « 4 » ؛ راسخان در علم على بن ابى طالب و امامان از فرزندان اوست . چنانچه در روايت ديگر امام باقر عليه السلام رسول خدا را برترين راسخان در علم معرفى مىكند . « 5 »
در روايات از يك طرف هشدار داده شده كه تأويل متشابهات و تكيه بر آراى شخصى مفسر و متشابهات موجب هلاكت مفسر است . از طرف ديگر مرجع فهم متشابهات را اولياى الهى دانسته ؛ همانطور كه قرآن كريم راسخان در علم را مرجع فهم متشابهات معرفى نموده است .
در روايتى امام على عليه السلام مىفرمايد :
انّما هلك الناس في المتشابه لانهم لم يقفوا على معناه و لم يعرفوا حقيقته فوضعوا له تأويلات من عند انفسهم بآرائهم و استغنوا بذلك عن مسألة الاوصياء ؛ « 6 » مردم در تفسير آيات متشابه هلاك شدهاند ؛ زيرا به معناى آن آگاهى
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 3 ، ص 68
( 2 ) . آل عمران ، 7
( 3 ) . محمد بن حسن صفار قمى ، بصائر الدرجات ، ص 223
( 4 ) . نور الثقلين ، ج 1 ، ص 316
( 5 ) . وسائل الشيعه ، ج 18 ، ص 231
( 6 ) . بحار الانوار ، ج 93 ، ص 12 ؛ محمد محمدى رى شهرى ، ميزان الحكمه ، ج 8 ، ص 99